أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

226

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

پيامبر بنى هاشم رفت و پيامبرى از بنىيعرب آمد . خواهران و مادران را حلال شمرد و روزه را برداشت و هيچ سرزنش نشد ! « 1 » تا پايان قصيده كه شامل فحش و فجور است و مبانىاى كه گفت مىشود پيروانش برخى از احكامشان را از قرآن استنتاج مىكنند به مانند نمونه‌هايى استنتاجى است كه در بارهء قرامطه پيش از اين گفتيم ! چيزى نگذشت كه ابوطاهر قرمطى گزارشى در باب آنچه در مسجد الحرام انجام داده بود براى خليفهء فاطمى در مغرب نوشت و او پاسخ تندى در بارهء آنچه انجام داده بود ، به وى داد . « 2 » اين نشانگر و روشنگر ارتباط قرامطه با شيعيان فاطمى است . بعد از آن هم راه حج به دليل حضور قرامطه ، براى مدتى قطع بود تا وقتى كه ابوعلى عمر بن يحيى نقيب علويان در كوفه ، در سال 327 به ابوطاهر نامه نوشت و از او خواست تا راه حج را در قبال گرفتن پول باز كند . ابوطاهر پذيرفت و مالياتى از حجاج در مسير عبورشان به مكه مىگرفت . من نمىدانم چطور وى كه خود را يك ديندار افراطى مىدانست ، به خود اجازهء گرفتن ماليات از حجاج را مىداد . مكه به سبب اين وقايع سختىهاى فراوانى كشيد و طى سال‌هاى طولانى ، فقر دامن اهالى آن را گرفت . نامهء نقيب علويان به ابوطاهر نيز آنچه را از ارتباط مذهبى آنان گفتيم ، روشن مىكند . اخشيد در مكه دولت اخشيدى ، دولتى بود كه توسط يكى از فرماندهان عباسيان در دوران انحلال عباسيان در مصر تأسيس شد . گذشت كه نفوذ ترك‌ها در بغداد بالا گرفت ، به طورى كه

--> ( 1 ) . اتهاماتى مانند حلال شمردن خواهر و مادر ، اتهاماتى است كه موارد مشابه فراوانى در ميان نزاع‌هاى فرقه‌اى و مذهبى در تاريخ دارد . به طور معمول بايد اين اتهامات را باطل شمرد و سبب اصلى طرح آنها را ايجاد بدنامى براى اقليتى دانست كه زير فشار اتهامات عجيب و غريب قرار دارد . در هر مورد از موارد بالا بايد تحقيق مستقلى صورت گيرد تا صحت و سقم آن‌ها روشن شود . « ج » ( 2 ) . محاضرات الخضرى « الدولة العباسية » ، ص 353