أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

219

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

سودانى در اختيار داشت . در همان هنگام تعداد دويست سوار هم با فرماندهى جعفر بن ياغمريدى به كمك آنان آمد . به محض رسيدن اين نيرو در سوم ذىحجهء سال 269 دو سپاه درگير شدند كه با شكست سپاه ابن طولون كه دويست كشته دادند ، خاتمه يافت . « 1 » ابن ظهيره قرشى گويد : بدين ترتيب ابن طولون نتوانست حكومت خويش را در مكه استوار سازد . اين مطلب در مقايسه با گفتهء كسانى كه توهم كرده‌اند كه مكه تحت سلطهء طولونىها درآمد ، درست‌تر مىنمايد . در سال 269 محمد بن ابى الساج ولايت مكه را عهده‌دار شد . پس از آن در سال 279 حكومت مكه به يوسف بن ابىالساج رسيد . « 2 » در همين سال ، احمد الطائى امير مدينه ، غلامش بدر را براى امارت حُجاج به مكه فرستاد . با اين اقدام ، ميان يوسف ساج امير مكه و بدر اختلاف پيش آمد كه به درگيرى نيروهاى آنان در درهاى مسجد منجر شد . بدر به اسارت درآمد ، اما اين اقدام خشم شمارى از حجاج را برانگيخت ، به طورى كه بر ضد يوسف بن ساج شوريدند و او را اسير كرده به بغداد فرستادند . « 3 » در اين وقت ابوعيسى محمد بن يحيى امارت مكه را عهده‌دار شد ، اما چيزى نگذشت كه معتمد خليفهء عباسى بر او خشم گرفته ، ابومغيره را به نيابت از خود فرستاد تا ابوعيسى را از مكه براند . او نيز چنين كرد و در اين ماجرا ابوعيسى كشته شده ، ابومغيره بر جاى وى نشست . « 4 » هفتمين قيام علوى در اين وقت ، يكى از علويان با نام محمد بن سليمان ، با استفاده از درگير شدن عباسيان در فتنه‌ها از فرصت بهره گرفته ، در مكه شوريد و اين شهر را در سال 301 به

--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 189 . ( 2 ) . اخبار نقل شده از ابن جرير و ابن حزم در بارهء واليان مكه در دوران معتمد عباسى اختلاف فراوان دارد ، چنان كه‌فاسى و ابن ظهيره كه از اين منابع نقل كرده‌اند ، مطالبشان موافقتى با يكديگر ندارد . ما آنچه را كه نزديك به درستى مىدانيم نقل كرديم . ( 3 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 189 . ( 4 ) . همان .