أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
218
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
عيسى بن محمد مخزومى سپرد . اين ششمين قيام كنندهء علوى بود كه مكه شاهد آن بود ، گرچه محل اصلى اين شورش جايى بيرون از مكه بود . چيزى نگذشت كه موفق با فرماندهى محمد بن ابىالساج مكه را از دست او درآورد و به حكومت عباسيان باز گرداند . مكه روزگار سختى را در اين دوره تحمل كرد ، به طورى كه قيمت دو اوقيه نان به يك درهم رسيد . « 1 » ابن طولون احمد بن طولون ، حاكم مصر ، در سال 269 دو نفر از فرماندهان خود را به همراه 2490 نفر نيروى نظامى به مكه فرستاد تا عباسيان را از آنجا براند . اين جماعت در اواخر ذىقعده به آنجا رسيدند . « 2 » آنان اموالى را ميان مردم تقسيم كرده و به هر مرد ، دو دينار دادند . به افراد برجسته هفت دينار پرداخته كردند و گويا بر آن بودند تا از آنان بر ضد والى مكه هارون بن محمد ابناسحاق هاشمىكمك بگيرند . اميرمكه سپاهى با تعداد 120 سواره نظام و دويست بردهء
--> ( 1 ) . برخى مىگويند صاحب الزنج علوى نبوده و اين شايعه كار عباسيان بوده كه اين مرد بر ضد آنان شورش كرده و در برخى از نواحى عراق ، بصره ، بحرين ، و احساء به همراه شمارى از بردگان نفوذى به دست آورد و اعلام كرد كه بردگان را آزاد خواهد كرد . برخى مىگويند كه او آشكارا عقيدهء خوارج را داشته و من اين را بعيد نمىدانم . گرايش خروج بر ملاكان و اشراف مىتواند ناشى از اين عقيده باشد . وى بردگان اطرافش را مجهز كرد و آنان طى سالهاى 255 - 270 در نبردهاى زيادى كه در آنها پيروز شدند ، وى را همراهى كردند . تا آن كه موفق عباسى خود رهبرى جنگ بر ضد وى را برعهده گرفت تا آن را تمام كرد . بنگريد : الآداب السلطانيه ، ص 277 ؛ كامل ، ج 7 ، ص 75 ، شفاءالغرام ، ج 2 ، ص 190 . ( 2 ) . احمد بن طولون يكى از موالى ترك بود كه پدرش او را به عنوان هديه به دربار عباسى فرستاد . او در بغداد و زمانى كه تركها رو به رشد بودند ، بزرگ شد و پس از آن يكى از واليان مصر از وى كمك خواست تا وكالت او را بر عهده گيرد . او در كارش موفق بود و مدتى بعد در سال 254 به طور مستقل والى مصر شد و پس از آن بر شام نيز تسلط يافت . در اين وقت كه خليفهء عباسى در فتنههاى بغداد گرفتار مشكل شده بود خواست از ابن طولون كمك بگيرد . ابن طولون قبول كرد . زمانى كه موفق براى پناه بردن به ابن طولون عازم شام بود ، جاسوسانِ برادرش او را در راه اسير كرده تحويل برادرش دادند و بدين ترتيب فرصتى براى او پيش نيامد تا ابن طولون به كمكش بشتابد .