أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

211

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

چيزى نگذشت كه باز كسانى خانه‌هايى ميان مسعى و مسجد ساختند . يكى از شناخته شده‌ترين آن‌ها دارالقوارير بود كه اشاره كرديم از داخل با شيشه و از بيرون با فسيفساء « 1 » ساخته شد . محل اقامت هارون الرشيد نيز در ميان صفا و مروه ، تقريباً در جاى باب قايْتباى امروزى قرار داشت . « 2 » مهدى عباسى ، همچنين منارهء باب السلام ، منارهء باب على و باب الحزوره « الوداع » « 3 » را تعمير كرد . ابن ظهير مىگويد : اين اقدام نوعى نوسازى بود نه ساخت ، جز اين كه مورّخان در بارهء ساختمان آن مناره‌ها پيش از اين ، چيزى ننوشته‌اند . سدنهء كعبه ضمن نامه‌اى به مهدى نوشتند كه سنگ مقام ابراهيم در حال از هم پاشيدگى است و مهدى دستور داد اجزاى آن را با نقره به هم پيوستند . او دو قبّه در كنار چاه زمزم در سمت شرق آن ساخت ؛ يكى براى سقايت ، جايى كه عباس در آن‌جا سقايت مىكرد ، و ديگرى محلى براى نگهدارى قرآن‌ها . « 4 » مهدى بناى صفا و مروه را تجديد كرد ، اولى را در 12 پله و دومى را در 15 پله . هزينهء خريد خانه‌ها و توسعهء مسجد ، بنا بر نقل مورّخان ، به سى ميليون و پانصد هزار درهم رسيد . اين مقدار تقريباً چيزى برابر با چهار ميليون ريال عربى است . يك سال كه مهدى عباسى به حج آمده بود دريافت كه سنگ حِجر اسماعيل از سنگ‌هاى باديه است . او عامل خود زياد را خواست و به او گفت كه حج به جاى نخواهد آورد مگر آن كه ديوار حجر از سنگ مرمر باشد . كارگران حتى شبانه در نور چراغ چندان كار كردند كه تا دستور خليفه عملى شد . در زمان هارون ، حاكم مكه سايبانى براى مؤذنان در بالاى سقف مسجد درست كرد . اين در حالى بود كه پيش از آن براى مؤذنانى كه بر بام مسجد اذان مىگفتند ، هيچ سايبانى وجود نداشت تا آنان را از گرماى تابستان و

--> ( 1 ) . فسيفساء ، قطعه‌هاى كوچك سنگ‌هاى رنگى از مرمر يا جز آن كه كنار هم چيده مىشود و [ مثل موزائيك ] به‌شكل‌هاى مختلفى در مىآيد . ( 2 ) . امروزه اثرى از آن نمانده است . ( 3 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 2 ، ص 63 . ( 4 ) . همان .