أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
203
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
كار تشريع و تفريع مسائل فقهى ، در اين دوره متحول شد و در برخى از مراكز مانند عراق با كمك قياس بسيار توسعه يافت . اين در حالى بود كه در مكه به همان شكل پيشين باقى مانده بود و جز در دايرهء نصوص وارده و منسوب به رسول صلى الله عليه و آله توسعه نيافت . همين امر - يعنى تكيه بر روايت - ويژگى فعاليتهاى علمى در مكه و مدينه بود . در حالى كه در نقاط ديگر مذاهبى كه قائل به رأى بوده و بر اساس قياس عمل مىكردند ، در افق اجتهاد و تأويل ، به پيش مىرفتند . جنبههاى هنرى حوزهء فقه و فقها و علما را رها كرده به ميان بازيگران و هنرپيشگان و اهل تفريح و مسخرهگرايى برويم كه مكه را در ميان گرفته و مجالس انس آن همانند آنچه در روزگار اموى بود ، فراوان بود . اما حجم آن در دورانى كه مورد بررسى ماست ، چندان يكنواخت نبود ، چرا كه ثروتى كه حجازىها در دورهء اموى و اوايل عصر عباسى از آن بهره بردند ، به تدريج به دليل تغييرات سياسى كه ناشى از شرايط زندگى در حجاز بود ، افت كرد . همان گونه كه از مباحث پيشين به دست آمد ، سياست امويان ، اقتضايش آن بود كه اموال فراوان و بخششهاى گسترده را بر سر مردم حجاز بريزند تا آنان را از توجهشان به كسب خلافت باز دارند . مكه و مدينه از ثروت ، بهرهء فراوان بردند و اهل رفاه و اتراف اين شهر ، در عيش و نوش فرو رفتند . اما وقتى عباسيان آمدند ، توجهشان به ايرانيان بود كه نقشِ تأسيسى در دولتشان داشتند . در آن وقت ، بخششهاى حكومتى به سمت رهبران و بزرگان عراق و خراسان سرازير شد و در نتيجه به تدريج توجه به حجاز كم شد و فقر و بيچارگى به خانههايى كه زمانى رفاه از سر آنها مىباريد ، وارد شد . در اين وقت از آن بخششهاى گسترده خبرى نبود ، مگر آنچه كه از طريق خلفا و بزرگانى كه به حج مىآمدند و يا صلههاى مختصر نصيب آنان مىشد . افزون بر اين ، روابط حجازىها با عباسيان چندان مناسب نبود و همان گونه كه گفتيم آنان منشأ دردسرهاى فراوانى براى عباسيان شدند و آنان را گرفتار زحمت زيادى كردند ، به طورى كه آنان پول زيادى صرف خاموش كردن شعلهء اين شورشها كردند . چيزى كه بايد به اين شورشها افزود ،