أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

202

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

عطاء بن ابىرباح ، طاووس ، عكرمه و مانند آنان بود . وقتى وارد عصر اوّل عباسى مىشويم شاهد حلقه‌هاى علمى عمرو بن دينار ، عبدالله بن ابىنجيح ، محمد اوقص و پس از آن عبدالملك بن عبدالعزيز بن جريج هستيم كه در مسجد الحرام برگزار شده و شمار زيادى از فقيهان و محدثان اين طبقه كه ذكر نامشان به طول مىكشد ، در آن حلقه‌ها حضور داشتند . تاريخ به ما نشان مىدهد كه عمرو بن دينار ، فردى موثّق و كثير الحديث بود و در مكه فتوا مىداد . او در سال 126 مُرد و عبدالله بن ابىنُجيح جاى او را در افتاء گرفت . چنان كه تاريخ مىگويد عبدالملك بن عبدالعزيز بن جريج ، چهره‌اى برجسته در ميان علماى مدرسهء مكه بود . او از نخستين مؤلفان در علم حديث بود ، اگر نگوييم اولين بود . زمانى كه به سال 150 درگذشت ، برخى از مشهورترين فقها كه از آن جمله اوزاعى ، سفيان بن عُيينه و فُضيل بن عياض بودند از وى بهره بردند . سفيان بن عيينه ، مبرّزترين آنان بودكه شافعى و احمد بن حنبل و محمد بن اسحاق و يحيى بن اكثم قاضى و ديگران از او بهره بردند . شافعى گويد : اگر مالك و ابن عيينه نبودند ، عِلم حجاز از ميان رفته بود . عبدالعزيز كنانى « 1 » از شافعى بهره برد ، كسىكه يكىاز درخشان‌ترين فقيهان و مفسّران بود . فعاليت‌هاى علمى مكه محدود به اين حلقه‌هاى درسى نبود بلكه بسيارى از فقهاى اين شهر به شهرهاى ديگر رفته ، علومشان را نشر كرده و احاديث‌شان را روايت كردند ، علاوه بر آن كه درهاى مكه به روى واردان باز بود و كسانى از هر نقطه به آن‌جا مىآمدند تا از دانش آن شهر بهره برند . مساجد اين شهر در ايام حج ، مركزى براى طالبان علم و فتوا و اهل مناقشه و مباحثه بود . حلقه‌هاى مناظره در خانه‌هاى فقيهان برپا مىشد ؛ چنان كه در حلقه‌هاى آنان ، چندان علم و دانش بود كه پرسشگران و اهل مناظره را سيراب مىكرد .

--> ( 1 ) . كتابى را با نام الحيدة به او منسوب مىكنند كه وى شرح مذاكره و مباحثهء خود را با مأمون در قضيهء خلق قرآن در آن نوشته است . در آنجا آمده است كه مريسى رئيس معتزله ، به كنانى گفت : كلمهء « جعل » در آيهء ىجعلناه قرآنا عربياًى و در ساير موارد ، به معناى خلق است . كنانى مىگويد : « جعل » در آيهء ىيجعلون لله البنات‌ى و آيهء ىولاتجعلوا لله عُرضةً لأيمانكم‌ى به معناى خلق نيامده است . مريسى نتوانست پاسخ بدهد و مأمون سرشكسته شد .