أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
194
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
هارون بن مسيّب و حمدون بن على بن عيسى ، امارت مكه را از سوى مأمون بر عهده گرفتند و به احتمال به نيابت ، امارت مىكردند . همچنين صالح بن عباس و سپس سليمان بن عبدالله در اين زمان ، امير مكه بودند . از واليان ديگر مكه محمد بن سليمان و نيز حسن بن سهل ، محمد بن هارون و عبيدالله بن حسن بودند « 1 » كه بيشترشان علوى بودند . چنين مىنمايد كه مأمون از گماشتن اين علويان در امارت مكه نگران نبوده است يا چنين تصور مىكرده است كه آنان تمايل حزبى به عموزادگانشان ندارند و بدين ترتيب با نصب آنان مىتوانسته است بخشى از شيعه را راضى نگاه دارد . تقى الدين فاسى در شفاء الغرام گويد كه عبيدالله بن عبدالله بن حسن [ بن جعفر بن حسن بن حسن ] تا سال 209 امارت داشت ؛ اما دحلان گويد كه امارت او تا زمان درگذشت مأمون به سال 218 ادامه يافت . « 2 » سرورى تركها در روزگار معتصم ، امارت مكه در اختيار صالح بن عباس و پس از او اشناس تركى در سال 226 بود . وى نخستين تركى است كه بر مكه حكومت كرد و به باور من امارت او شرمآور بود و كسان ديگرى به نيابت از او كارها را انجام مىدادند . معتصم نخستين عربى است كه بر تركها اعتماد كرد و آنان را فراهم آورد و براى خريد آنان از سمرقند و فرغانه و نواحى آنجا هزينه كرد . وى بر آنان ديباج و كمربند طلا پوشاند و مناصب دولتى را به آنان وانهاد و به امارت نواحى مختلف گماشت . او تركها را بر فارسها كه خلفاى عباسى پيشين بر آنان اعتنا داشتند ، ترجيح داد ، چنان كه بر عربها هم كه امويان آنان را بر ديگران مقدم مىداشتند ، برترى داد . مادر وى يك
--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 154 . ( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 9 . وى زمانى هم امارت كوفه را از طرف مأمون بر عهده داشت . بنگريد : سر السلسلة العلوية ، ص 19 . زمان ديگرى مأمون او را به امارت فدك منصوب كرد . المجدي ، ص 84 « ج »