أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

191

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

سومين قيام علويان به رهبرى افطس مكه مركزيتى براى اين قيام نداشت ، اما دامنهء آن به مكه هم رسيد . سرى بن منصور شيبانى بادعوت مردم به‌علويان ، عليه‌مأمون در عراق قيام كرد . هنوز عباسيان بر بخشى از عراق تحت سلطهء وى غلبهء نكرده بودند كه او سپاهى را به فرماندهى حسين بن حسن . . . بن على بن ابىطالب « 1 » معروف به افطس در سال 199 به مكه اعزام كرد . زمانى كه اين فرماندهء علوى به نواريه ، « 2 » جايى در نزديكى مكه رسيد ، داود بن عيسى عامل عباسيان ، مكه را ترك كرد . او گفت : من جنگ در مكه را درست نمىدانم . افطس در شامگاه روز ترويه وارد مكه شده ، از آن‌جا به عرفه رفت و شب را در آنجا ماند . بسيارى از مردم روز را در آنجا بدون امام و خطيب وقوف كرده بودند . افطس سپس به مزدلفه آمده ، نماز صبح را با مردم خواند و از آنجا به منى و سپس به مكه رفته ، مدتى در آنجا اقامت كرد ؛ آنگاه عازم جده شد و آنجا را اشغال كرده ، بر اموال مسلّط گرديد . با فرا رسيدن محرم سال 200 وى دو پرده از ابريشم نازك بر كعبه پوشاند كه يكى زرد و ديگرى سفيد بود . اموال كعبه را هم برداشت و ميان سپاهيانش تقسيم كرد . « 3 » بسا نظرش آن بود كه كعبه نيازى به اموال راكد و متراكم ندارد . سپاهى كه در راه خدا مىجنگد ، بيشتر نيازمند اين قبيل اموال است . افطس همچنان حاكم مكه بود تا آن كه خبر قتل رهبر اين قيام ، ابوالسرايا ، به او رسيد . گويا ابوالسرايا دريافته بود كه مردم به خاطر قساوتش ، از او روىگردان شده‌اند . به همين جهت پاى يكى از بزرگان علوى يعنى محمد بن جعفر الصادق عليه السلام را به ميدان كشيد

--> ( 1 ) . شايد حسن سوم باشد ، زيرا زمان دور تر از آن است كه حسن مثنى مراد باشد . تصور نمىرود نوادهء امام على عليه السلام تاسال 199 زنده مانده باشد ( عاتق ) . ( 2 ) . ازرقى مىگويد : جايى است در وادى بطن سرف كه ميان تنعيم و وادى فاطمه است . ( 3 ) . البداية و النهاية ، ج 10 ، ص 240 .