أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

160

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

پيوست . وى نشيمنگاه خويش را در دار زمزم ، در سمت چپ كسى كه به آن وارد مىشود قرار داد ، جايى كه از آن علم و معارف انتشار يافت . ما نيازى به شرح و تفصيل دربارهء ابن‌عباس نداريم . كسى نيست كه نداند او از بزرگان صحابه بود و از ميان آنان ، عالم‌ترين و پراطلاع‌ترين و عاقل‌ترين آنان بود . او حِبر الامّه و مفسّر كتاب خدا بود و بازگشت او به مكه به قصد تدريس ، امتيازى بود كه بعدها هيچ گاه مكه به چنان معامله‌اى با سود علمى سرشار و افتخارآميز ، دست نيافت . « 1 » حلقهء علمى ابن عباس در مسجد الحرام توسعه يافت . تشنگان براى رفع عطش علمى خود به اين سرچشمهء جوشان علمى هجوم آوردند و بدين ترتيب تبديل به حركت علمى نيرومندى شد كه تأثير خود را ميان تمامى گروه‌هايى كه در گوشه و كنار مسجد پراكنده بوده و به كار علمى مشغول بودند ، باقى گذاشت . « 2 » اين مدرسه ، دانشمندان فراوانى را تربيت كرد كه از آن جمله‌اند : مجاهد بن جبر ، عطاء بن ابىرباح ، طاووس بن كيسان ، سعيد بن جبير ، سليمان بن يسار ، ابوالزبير محمد بن مسلم بن تدرس اسدى ، عمرو بن دينار جُمَحى « 3 » و عِكرمه مولى ابن عباس . نزديك‌ترين اينان به ابن عباس همين عكرمه بود و به همين جهت بيشترين روايت و علم ابن عباس ، از طريق او بر جاى مانده است . مجاهد بن جبر هم امتيازات خاصى دارد ، كما اين كه يك دورهء طولانى قاضى مكه بود . مكتب پديد آمده در مكه ، رسالت خود را به قوىترين صورت ممكن و در قالب يك مكتب زنده ، انجام مىداد . معارف موجود در اين مكتب از يك نسل به نسلى ديگر

--> ( 1 ) . ازرقى با سند متصل از عطاء نقل مىكند كه زمزم دو حوض داشت ، يكى بين خود زمزم و ركن بود كه مردم از آن آب مىنوشيدند ، و دومى كه عقب‌تر بود و براى وضو از آن استفاده مىشد . سپس مىگويد : جاى نشستن ابن عباس ، در زاويهء زمزم بود كه به سمت صفا و وادى و دست چپ كسى بود كه وارد زمزم مىشد . ( 2 ) . ابن عباس ، در ايام اقامت خود در مكه ، به طائف رفت و آمد مىكرد . زمانى كه در سال 68 مرگش فرا رسيد ، در طائف بود و همانجا دفن شد . بنگريد : محاضرات خضرى ، ص 7 . ( 3 ) . او از موالىِ يكى از مكيان و فردى موثق در حديث بود كه كسانى او را بر عطا و مجاهد هم مقدم مىدارند . بنگريد : العقد الثمين ، ج 6 ، ص 334 .