أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

153

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مردم را به سوى خود دعوت مىكرد و به وى لقب طالب الحق داده بودند . ابوحمزه از وى خواست همراه او به حضرموت برود كه رفت . در آنجا بود كه وى و قومش براى مبارزهء با امويان با او بيعت كردند . در اين وقت وى بر عامل امويان در حضرموت و صنعا شوريد و بر آنان غلبه كرد . پس از آن ابوحمزه با سپاهش عازم مكه شده در ذىحجهء سال 129 زمانى كه حاكم شهر گريخت ، اين شهر را تصرف كرد و از آنجا به مدينه رفت . عبدالواحد بن سليمان در آنجا به مقابلهء با او برخاست كه دو طرف درگير شدند و ابوحمزه او را شكست داد و به سال 130 بر مدينه هم مسلط گرديد . از آنجا براى مبارزه با امويان به سوى شام رفت . مروان سپاهى را برابر او فرستاد كه ابوحمزه را شكست داده ، مدينه را از او باز پس گرفت . ابوحمزه به مكه برگشت . اندكى بعد سپاه اموى او را در وادى القرى « 1 » نزديكى خيبر محاصره كرده ، كشتند و بار ديگر بر مكه مسلط شدند . « 2 » فاسى « 3 » به نقل از ذهبى مىگويد : وقتى امويان سپاه ابوحمزه را در وادى القرى شكست دادند ، ابوحمزه همراه با برخى از سپاهيان خود به مكه گريخت و او را در آنجا يافتند . سوارانى كه به تعقيب وى آمده بودند ، از سمت مسفله و مَعْلات او را محاصره كردند به طورى كه راه گريزى نداشت . وى پس از آن كه دفاع جانانه‌اى كرد ، همان روز كشته شد . در اين وقت ، سپاه اموى به سوى يمن رفتند تا خليفهء منصوب از طرف ابوحمزه يعنى عبدالله بن يحيى را از ميان بردارند . آنان ضمن كشتن او ، سپاهش را پراكنده ساختند و اين حركت را در نطفه خفه كردند . بدين ترتيب مكه و مناطق جنوبى جزيره بار ديگر زير سلطهء امويان درآمد .

--> ( 1 ) . از وادىهاى مشهور حجاز در شمال مدينه است . ( 2 ) . كامل ، ج 4 ، ص 297 و بعد از آن . ( 3 ) . شفاءالغرام ، ج 2 ، ص 175 .