أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

154

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مسائل عمومى دورهء اموى بعد سياسى انتقال خلافت به شام ، حدّ فاصلى ميان دو دورهء تاريخى در حجاز است . حجاز از اين نكته نيك آگاه بود كه در حاكميت سياسى - دينىِ دنياى اسلام نفوذ دارد ، كما اين كه در آغاز مكه خود را از اصحاب حلّ و عقد در حكومت به شمار مىآورد . اما از زمانى كه معاويه خلافت را به شام انتقال داد ، مكه از اين موقعيت فرو افتاد و به نوعى تابع و پيرو تبديل شد و امارت آن شهر از آن پس تابعى از فرمانروايى شام گرديد . معاويه تلاش كرد تا در عوضِ چيزى كه از مكه و مدينه گرفته است ، بزرگان از مهاجر و انصارِ آن را راضى نگاه دارد . ابزار وى براى اين كار بذل و بخشش‌هاى فراوان و بىحسابش بود و در اين زمينه از ويژگىهاى خاص خود استفاده مىكرد . براى نمونه عبدالله بن عباس ، عبداللَّه بن زبير ، عبداللَّه بن جعفر طيّار ، عبداللَّه بن عمر ، عبدالرحمن بن ابىبكر ، ابان بن عثمان و كسانى از آل ابىطالب و ديگر افرادى از بزرگان از مكه و مدينه نزد وى در شام مىآمدند و برخوردار از مواهب او شده ، نيازمندىهايشان بر آورده مىشد و با ارقامى فوق تصور به آنان بخشش‌هايى صورت مىگرفت . معاويه علاوه بر اين ، از حلم وسيع و اخلاق تحمل‌پذيرش در مقابل برخى از معارضان و مخالفان استفاده مىكرد ؛ ويژگىاى كه كمتر ميان ديگران ديده مىشد . قلقشندى در صبح الأعشى مىنويسد : معاويه به حج رفت و از زنى از بنىكنانه