أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

150

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

شهر گمارده شد ، از اين اسامى ياد كرده است : مَسْلمة بن عبدالملك ، حَجاج بن يوسف ، حارث بن خالد مخزومى . سنجارى از مورّخان مكه از جملهء نكات شگفتى كه در بارهء دوره امارت اين حارث نقل كرده اين است كه عايشه دختر طلحه حج گزارد و وى او را دوست مىداشت . عايشه به حارث پيغام فرستاد كه نماز را به تأخير بينداز تا طواف من تمام شود . او همچنين كرد كه سبب اعتراض حاجيان شد . زمانى كه عبدالملك از اين مسأله آگاه شد گفت : اگر عايشه از من راضى باشد ، خشم بنى مروان آسان است . وقتى عايشه ، مناسك حجش را تمام كرد ، حارث در پى او فرستاد و وى را به مجلسى دعوت كرد كه با او سخن بگويد . او پاسخ داد كه موعد ما پس فردا خواهد بود . « 1 » اما همان شب از مكه رفت . تصوّر من بر اين است كه در اين روايت شائبهء دشمنى با امويان وجود دارد . برخى ديگر از واليان دورهء اموى در مكه عبارتند از : خالد بن عبدالله قسرى ، عبدالله بن سفيان مخزومى ، عبدالعزيز بن عبدالله بن خالد ، نافع بن علقمه كنانى ، و يحيى بن حكم بن ابىالعاص . فاسى مىگويد فكر مىكند از جملهء واليانِ عبدالملك در مكه يكى هشام مخزومى و ديگرى ابان بن عثمان بن عفّان بوده است . « 2 » يكى از واليان وليد بن عبدالملك بر مكه ، عادل‌ترين خلفا پس از چهار خليفه نخست ، يعنى عمر بن عبدالعزيز بود . ابن فهد مىگويد كه عراقىها در دورهء امارت وى ، از عراق و ستم حَجاج به مكه مىگريختند تا در پناه وى باشند . عمر نامه‌اى دربارهء ستم حجاج به مردم عراق ، به وليد نوشت . وقتى وليد در اين باره نامه به حجاج نوشت ، او پاسخ داد : ادامهء اين رويه ، نفعش به شورشيان مىرسد . بهتر است امارت مكه را به خالد قسرى بسپاريد . وليد توصيهء حجاج را پذيرفت و خالد را براى بار دوم در سال 93 به اميرى مكه منصوب كرد . سپس مىافزايد : در اين وقت ، خالد دستور داد تا بر منبر ، به على ابن ابىطالب عليه السلام دشنام داده شود . خطبا آن حضرت را سبّ مىكردند و بر حَجاج درود مىفرستادند . بعد به سب حجاج دستور داد كه آنان چنين كردند ! همو مىافزايد : خالد

--> ( 1 ) . منائح الكرم ، ج 2 ، ص 38 « ج » ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 172 .