أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
151
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مردم را به اطاعت از بنى اميه تحريك كرده و مىگفت : اگر بدانم كه اين حيوانات زبان داشته باشند و اطاعت از امويان نكنند آنها را از حرم بيرون مىكنم . وى دستور داد تا عراقىها را به زور از مكه بيرون كرده و پناهندگان به عراقىها را تهديد كرد . وى تا سال 96 امير مكه بود . در دوران خلافت سليمان بن عبدالملك ، طلحة بن داوود حضرمى و سپس عبدالعزيز بن عبدالله بن خالد براى بار دوم ، بر مكه امارت كردند . امارت عبدالعزيز چندان ادامه يافت كه خلافت به عمر بن عبدالعزيز رسيد . در اين دوره محمد بن طلحه و پس از آن عروة بن عياض و عثمان بن عبيدالله بن قيس امارت مكه را بر عهده داشتند . سخن ابن جرير حكايت از آن دارد كه در خلافت عمر بن عبدالعزيز كسى جز عبدالعزيز بن عبداللَّه بن خالد اميرى مكه را بر عهده نداشت . فاسى به نقل از فاكهى مىگويد كه افراد ديگر بسا از طرف عمر بن عبدالعزيز و پيش از خلافت او و زمانى كه در مكه مقيم بوده ، امارت مكه را بر عهده داشتهاند . در زمان امارت عبدالعزيز بن عبدالله ، وى نامهاى از عمر بن عبدالعزيز دريافت كرد كه از كرايه دادن خانههاى مكه نهى كرده و دستور داده بود تا خانههايى كه در منى ساخته شده ، تخريب و با زمين برابر شود . در اين زمان مردم به صورت پنهانى خانهها را اجاره مىدادند . « 1 » در زمان خلافت يزيد بن عبدالملك ، گروهى به امارت مكه رسيدند كه عبارت بودند از : عبدالعزيز بن عبدالله بن خالد و عبدالرحمان بن ضحاك . ابن جرير طبرى گويد كه در سال 103 مكه را با مدينه به او سپردند . پس از آن در نيمهء ربيع اول سال 104 از امارت هر دو عزل گرديد . ابن كثير گويد : سبب عزل او اين بود كه از فاطمه بنت الحسين خواستگارى كرد و چون او نپذيرفت ، اصرار و تهديد كرد . فاطمه ، به يزيد بن عبدالملك شكايت كرد و او نيز وى را عزل كرده ، عبدالواحد بن زياد نصرى را به امارت مكه گمارد . در خلافت هشام بن عبدالملك اين افراد به امارت مكه رسيدند : عبدالواحد بن
--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 173 .