أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
133
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
شورش ابن زبير « 1 » گذشت كه يزيد بن معاويه در سال 60 به والى خود در مدينه نوشت تا براى او از مخالفان بيعت بگيرد . نيز گفتيم كه حسين بن على و عبدالله بن زبير در رأس مخالفان بودند كه به مكه رفتند و حسين بن على پس از مدتى در پاسخ به دعوت شيعيانش در كوفه عازم آن جا شد كه به شهادت رسيد . اما ابن زبير همچنان در مكه ماند . زمانى كه خبر كشته شدن امام حسين عليه السلام را شنيد فرصت را براى تصميمى كه سالها آن را مسكوت گذارده بود ، مناسب ديد . به باور من اين انديشه خاص او بود . وى از همان زمان عثمان ، آن گاه كه عثمان در جريان شورشْ او را بر در خانه خود گمارد ، خود را شايستهء خلافت مىديد . همين كه عثمان از ميان همه او را براى اين كار برگزيده بود ، معنايش آن بود كه به موقعيت او و ويژگىهاى ممتازش واقف بود . ابن زبير در روزى كه مسلمانان على عليه السلام را براى خلافت معرفى كردند ساكت ماند . اما اندكى بعد به سپاه معارضان حكومت على عليه السلام كه از حزب خالهاش عايشه بودند ، پيوست . اما وقتى آگاه شد كه شاميان با معاويه بيعت كردهاند و ديگر شهرها هم با وجود بزرگان قريش و صحابه آن را پذيرفتهاند و نيز ديد كه معاويه با خود او از در دوستى درآمده و در اين باره اصرار دارد ، به او مىگويد : « مرحبا بابن عمة رسول الله و ابن
--> ( 1 ) . عبدالله بن زبير در سال اول هجرت به دنيا آمد . پدرش زبير يكى از اصحاب نزديك به پيامبر صلى الله عليه و آله ، مادرش اسماء دختر ابوبكر ، و خالهء او عايشه بود . ابن زبير از كودكى به جسارت شهره بود .