أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
134
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
حواريه ، و اى غلام ! يك صد هزار به او بده و تمام نيازهاى او را بر آور » ، آرى در اين شرايط بهتر ديد ساكت بماند . « 1 » وى در تمام اين مدت ساكت ماند و فعاليت خود را معطوف به خويشان و اطرافيانش كرد و خانهء بزرگش را در همسايگى باب دريبه براى واردان و زائرانش باز گذاشت . او جلساتى تشكيل مىداد كه در آنها آشكارا از عقايدش در بارهء حكومت و انتقادهايش كه عامل امويان در مكه يعنى عمرو بن سعيد بن عاص اشدق را آزار مىداد ، سخن مىگفت . خبر اين مجالس به عمرو بن سعيد مىرسيد ، اما او چارهاى جز تغافل نداشت ؛ زيرا از موقعيت ابن زبير ميان مردم مكه و بهرهورى او از جرأت مثالزدنىاش آگاه بود . كما اين كه اخبار ابن زبير در شام به معاويه مىرسيد و او با حلم و نيكى با او روبهرو مىشد . معاويه مُرد و در سال 60 هجرى با يزيد بيعت شد . در اين وقت ابن زبير نخستين اقدام عملى را با كُندى آغاز كرد ، اما رقيب او حسين بن على عليه السلام در مكه و شهرهاى اسلامى موقعيتى داشت كه بر موقعيت ابن زبير مىچربيد . اكنون كه خبر رحلت امام حسين عليه السلام را در سال 61 شنيد برخاست و آشكارا به دعوت پرداخت . در اين وقت ، اشدق والى يزيد در مكه كوشيد تا با جدّيت و در عين حال مدارا فعاليت ابن زبير را محدود كند . وى كسانى را در اطراف ابن زبير و به ميان ياران او فرستاده ، جاسوسانى را مأمور كرد تا كارهاى او را كنترل كنند ، درست به مانند آنچه امروزه خارجىها انجام مىدهند . او كسانى را در ورودىهاى مكه گماشت تا اسامى افرادى را كه وارد مكه مىشوند يادداشت كنند و هويت آنان را بشناسند . هر كسى را كه ارتباط خاصى با ابن زبير داشت ، به مكه راه نمىدادند . اما اين تلاشها تأثيرى در ارادهء ابن زبير نداشت . يزيد دستور داد تا ابن زبير را دست بسته به سوى وى بفرستند ، اما اشدق جز آن كه زنجيرى نقرهاى براى او بفرستد نتوانست كارى از پيش ببرد . « 2 »
--> ( 1 ) . كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 26 . ( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 305 .