أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

128

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

معاويه در سال 44 به حج آمد ، زمانى كه عبدالله بن خالد امير مكه بود . در سال 50 هم به حج آمد و طبق سياستى كه داشت بذل و بخشش فراوان كرد كه شرحش خواهدآمد . ولايت‌عهدى يزيد و شورش در مكه تا اين زمان مكه خود را تسليم رهبرى معاويه كرده بود . سياست بنوهاشم و بنوعبدالمطلب و اولاد زبير هم متمايل به آرامش و صلح بود ، طبعاً به انگيزه‌هاى مختلف ، مثلًا براى جلوگيرى از خونريزى ، يا بهره‌مندى از بخشش‌هاى معاويه ، يا تسليم واقعيت شدن . اين بود تا آن كه در اين وقت شاخ فتنه ظاهر گشت . بيش از ده سال از خلافت عمر بگذشت تا آن كه مغيرة بن شعبه تصميم گرفت تا به بيت معاويه خدمتى كرده باشد . به همين دليل پيشنهاد كرد ، معاويه فرزندش يزيد را به عنوان ولى عهد خويش مطرح كرده ، براى او بيعت بگيرد . معاويه ابتدا اظهار ترديد كرد ، اما سپس راضى شده به جد شروع به كار كرد . او در اين باره به شهرها نامه‌نگارى كرد ، اما حجاز بر خلاف ساير شهرها به مقابله برخاست . « 1 » او به امير مدينه كه مروان بن حكم بود نامه نوشته ، از او خواست براى يزيد بيعت بستاند . مروان ، نامهء معاويه را در مسجد براى مردم خواند ، مردم به مخالفت برخاستند . عبدالرحمن بن ابىبكر برخاسته گفت : انتخاب خوبى براى امّت محمد نكرديد . شما برآنيد تا حكومت را هِرَقليّه كنيد كه هر هرقلى كه مىميرد ، هرقل ديگرى جايگزين او مىشود . حسين بن على عليه السلام هم برخاست و مخالفت كرد . عبدالله بن زبير همچنين كرد . اين خبر به معاويه رسيد ، اما او اهميتى براى اين مخالفت‌ها قائل نشد و دنبالهء كار خود را پيش گرفت و به بيعت گرفتن براى فرزندش يزيد از ساير شهرها پرداخت . معاويه شروع به خريدن مردم با پول كرده با آنان ملايمت كرد تا آن كه بيشتر مردم

--> ( 1 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 251 .