أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

114

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

ساير شهرها كمترين تأثير را در شهر مكه باقى گذاشت . به نظرم مهم‌ترين دليلِ آرامش در مكه آن بود كه عمّال عثمان در اين شهر به اندازه‌اى كه عمال ساير شهرها مىتوانستند مردم را تحت فشار بگذارند ، قادر به اين كار نبودند . دليل آن هم اين بود كه خاندان‌هاى بزرگى كه در مكه بودند با بزرگان از مهاجرين در مدينه در ارتباط بودند و اخبار و شكايات به سرعت ميان دو شهر رد و بدل مىشد ، و هر زمانى كه نياز بود ، اين اخبار توسط خويشان و نزديكان انتقال مىيافت . شاهد اين مطلب آن است كه عثمان واليان متعددى در اين شهر گذاشت و فراوان آنان را عزل كرد . امارت اين شهر به دست اين افراد بود : على بن عدى بن ربيعه از بنى عبدشمس ، خالد بن عاص از بنو مخزوم ، حارث بن نوفل از بنى عبدالمطلب ، عبدالله بن خالد بن اسيد بن عبدشمس ، عبداللَّه بن عامر حضرمى ، و نفع بن عبدالحارث از خزاعه . « 1 » حركت عايشه زمانى كه محاصرهء عثمان شديدتر شد ، از على عليه السلام و طلحه و زبير و عايشه و ديگر زنان رسول صلى الله عليه و آله درخواست كمك كرد . نخستين كسانى كه به يارى او رفتند ، على و ام حبيبه بودند . ام حبيبه سوار بر قاطر و در حالى كه ظرف آبى هم با او بود به طرف خانهء عثمان رفت . گفتند : ام حبيبه است . اما مخالفان بر صورت قاطر او زدند و مردم در حالى كه اسباب و اثاثيهء روى قاطر به سمت زمين كج شده بود ، آن را گرفتند . ام حبيبه نزديك بود كشته شود كه او را به خانه‌اش باز گرداندند . وقتى عايشه از اين امر آگاهى يافت آمادهء رفتن به مكه شد . « 2 » مروان از طرف عثمان نزد او آمد و به وى گفت : اگر مىماندى شايد خداوند به كمك تو اين مرد را نجات

--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 165 ( چاپ الحلبى ) . ( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 99 . عايشه بر اساس متون مسلم تاريخى ، بدترين دشمنى را با عثمان كرد و همواره او رانعثل مىناميد . در اين باره مىتوان به متون اصيل تاريخى مراجعه كرد و حقيقت را دريافت . « ج »