أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

115

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مىداد . عايشه گفت : مىخواهى با من همان رفتارى شود كه با ام حبيبه شد ؟ نه به خدا . سپس به مكه عزيمت كرد . وقتى حج را به انجام رساند و خبر قتل عثمان و بيعت با على عليه السلام به او رسيد ، گفت : عثمان مظلوم كشته شد . به خدا سوگند مطالبهء خون او را خواهم كرد ! ابن ام كلاب به او گفت : چرا ؟ به خدا سوگند تو نخستين كسى بودى كه عليه او سخن گفتى . عايشه گفت : آنان او را توبه دادند و باز كُشتند . عايشه مردم را در حجر اسماعيل جمع كرده خطابه‌اى خوانده گفت : غوغائيان از اهالى شهرها و بدويان « 1 » و بردگان مدينه اجتماع كردند و اين مرد را كشتند و كارشان از سخنشان بر آمد . به خدا سوگند اگر به خاطر آنچه با او دشمنى كردند گناهى بوده باشد ، چندان كه طلا در آتش گداخته و پاك مىشود يا لباس در آب از چركى طاهر گردد ، او نيز از آن گناه پاك شد . « 2 » عايشه دنبال كار دعوت خود را گرفت . طلحه و زبير هم از مدينه بيرون آمده در مكه به عايشه پيوستند . همين طور امويان مقيم مكه ، و شمار ديگرى از كسانى كه به مكه آمده بودند ، دعوت او را به شورش پذيرفتند . « 3 » در اين وقت امير عثمان در مكه هم به او پيوست . همين طور يعلى بن اميه امير عثمان در يمن نيز به آنان پيوست . اين افراد از مالشان هم مايه گذاشتند و امويان در اين باره ، نهايت تلاش را داشتند . يعلى بن اميه اموال فراوانى را كه از يمن آورده بود در اختيار اينان گذاشت . عبدالله بن عامر همچنين كرد .

--> ( 1 ) . در بارهء اينان تعبير اهل المياه را به كار برده كه مقصود قبايلى است كه در باديه‌ها اطراف هركجا كه آب باشد گردمىآيند . « ج » ( 2 ) . مع الاسف مؤلف در اينجا هم مطابق منابع موجود تاريخى سخن نگفته است . عايشه از كشته شدن عثمان خوشحال شد ، اما خبرى كه وى را متأسف كرد و او را از بازگشت به مدينه بازداشت ، خبر بيعت با امام على عليه السلام بود كه وى به هيچ روى آن را خوش نداشت . وى كه شديدترين تبليغات را بر ضد عثمان كرده بود ، اكنون با اين قبيل استدلال‌ها به خون‌خواه او تبديل شده طلبكار امام على شده بود . در اين باره به كتابهاى مفصل مراجعه فرماييد . « ج » ( 3 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 206 ، شعر ابن ام كلاب به نقل از طبرى خطاب به عايشه چنين است : منكِ البداء و منكِ الغير * منكِ الرياح و منكِ المطر أنتِ أمرتِ بقتل الإمام * و قلتِ لنا إنه قد كفر