أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
112
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
به عقيدهء من كار عثمان چندان شگفت نبود . « 1 » او فردى بخشنده و نرمخو بود و با مشاورانش به مسالمت رفتار مىكرد و هيچ كارى را بدون مشورت آنان انجام نمىداد . خلافت او پس از خلافت عمر بود . عمر مردى ترسناك ، قدرتمند و استوار بود كه قريش از او حساب مىبردند و سركشان از او در هراس بودند و نزديكان از وى در خوف بودند . زمانى كه سماحت و نرمى ، جاى اين قبيل رفتارهاى جبارانه را گرفت ، به ناچار واكنشى ايجاد كرد كه منتهى به حادثهء قتل عثمان شد . روشن است كه اين قبيل واكنش ابتدا در ميان گروه محدودى آغاز مىشود ، اما چيزى نمىگذرد كه دايرهء آن گسترده مىشود و مخالفان در انتقاد از خليفه زبان گشوده و با پيروان او در مىافتند . اعتراض آنان بر يارانش ، و نيز اعتراض به نفوذ امويان در دربارش و سپردن كارها به آنان « 2 » و تسلّط بذل و بخششهاى سخاوتمندانه از بيتالمال از جمله اين انتقادها بود . به طورى كه امام على عليه السلام نزد وى رفت و به او گفت : اى عثمان ! بهترين بندهء خداوند نزد او ، امام عادل است و بدترين مردم نزد خداوند امام ستمگر است . من از سطوت و نقمت الهى تو را برحذر مىدارم كه عذاب او شديد و دردناك است . « 3 » برخى از فرماندهان سپاه در شهرها كه از برجستگان قريش بودند ، اعتراضشان به عثمان اين بود كه او بدون مشورت آنان خلافت را در دست گرفته است . « 4 » هرچه زمان مىگذشت بر دامنهء اين مخالفت ها افزوده مىشد ، تا آن كه دامنهء آن به شهرها رسيد و قيل و قال ، فزونى يافت . در اين وقت مجالسى براى بحث در اين باره و متحد كردن ديدگاهها و تلاشها بر پا شد .
--> ( 1 ) . اين تحليل مؤلف خود از آن قضاياى شگفت است و به نظر مىرسد بر خلاف نظر صحابهاى است كه صدها بار بهعثمان اعتراض كردند و او نه تنها توجهى نكرد ، بلكه آنان را توبيخ كرده ، آزار هم رساند . با اين حال ، ما متن نوشتهء مؤلّف را ترجمه كردهايم . « ج » ( 2 ) . بنگريد : كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 42 ، 69 . ( 3 ) . در متن كتاب آدرسى براى اين جمله داده نشده است . متن كامل اين سخنان امام را بنگريد در : نهجالبلاغه خطبهء 164 . « ج » ( 4 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 42 .