أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
108
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
شوهر خواهرش مشغول خواندن چيزى از قرآن در قالب صحيفهاى بودند ، كه عمر بر آنان وارد شد . « 1 » بدين ترتيب توان گفت مكهء زمان رسول صلى الله عليه و آله به لحاظ كتابت ، در حدّى بوده كه مىتوانسته كتاب تدوين كند ؛ گرچه در اين تدوين و كتابت ، حروف فاقد نقطه بوده است . چرا كه نقطهگذارى از زمان حجّاج ثقفى باب شد . رسول صلى الله عليه و آله هم كار كتابت را تشجيع و تسريع كرده ، برخى از اين افراد به مدينه رفتند تا در آنجا نيز اين حركت را آغاز كنند . عنايت رسول صلى الله عليه و آله به كتابت در مدينه بيشتر شد . شاهد آن كه هر كسى از اسراى مكه كه كتابت مىدانست ، مىتوانست با آموختنِ نوشتن به ده نفر از مسلمانان ، خود را آزاد كند . « 2 » مكهء پس از فتح ، با استفاده از قرآن ، خود را براى فهم تازهاى آماده كرد . كتابهاى سيره و مغازى و آثارى مانند كتابهاى طبقات در زمينهء اخبار مربوط به امام على عليه السلام و ابن مسعود و ابن عباس و ابوذر غفارى و ابوالدراء به ما مىگويند كه آنان بعد از فتح مكه ، به اين شهر رفت و آمد داشتند . از اين مطالب مىتوان دريافت كه مكه از دانش آنان بهرهمند مىشده و بر معارف تازهاش به خاطر همين ارتباطها مىافزوده است . به ويژه كه مىدانيم چهرههاى ياد شده داراى عالىترين مراتب علمى ميان اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند . دربارهء برخى از اينها گفته مىشد : اگر همه مردمان روى زمين نزد آنها آيند ، باز آنها به لحاظ علمى بر آنان سرورى دارند . بايد به اين مطالب ، اين نكته را هم افزود كه مردمان مكه نيز پيش از رحلت رسول صلى الله عليه و آله به مدينه رفت و آمد داشتند و نزد برخى از مهاجران اقامت كرده ، هر آنچه آنان از دانش داشتند براى رفع جهالت خويش از آنان فرا گرفتند . اين نيز نوعى بهرهگيرى علمى بود كه مكيان در دورهء مورد بحث ما از آن برخوردار بودند .
--> ( 1 ) . مؤلف كه اصرار دارد نشان دهد عرب با كاغذ به معناى امروزى آن هم آشنا بوده ، صحيفه را به خطا عبارت از دفترى كاغذى معنا كرده است . در حالى كه مصحف قرآنى كه شمارى اوراق ميان دو جلد بود ، مىتوانست از پوست هم باشد نه آن كه لزوماً از كاغذ باشد . « ج » ( 2 ) . الروض الأنف ، ج 5 ، ص 245 .