حسن حسين زاده شانه چى
59
اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)
عباسيان ، با آنكه اطلاعى از ولادت مهدى عليه السّلام نداشتند ، مصرّانه درپى يافتن اثرى از وى بودند و چنانكه در اين خبر آمده است ، در روزهاى آخر حيات امام عسكرى عليه السّلام كليهء اعمال و احوال و ارتباطات ايشان را كنترل مىكردند تا اگر وصيتى از جانب ايشان صورت مىگيرد ، دانسته شود كه به چه كسى است و وصى آن حضرت را شناسايى كنند ، و ليكن شيوهء تقيهء شديد امام عليه السّلام مانع از اين شد كه حكومت عباسى به حقيقت آگاه شوند . با اين حال عباسيان از تلاش خود دست نكشيدند ؛ زيرا اخبار و روايات شيعى و سنى ، كه بهطور قطع آنان نيز از آنها آگاهى داشتند « 1 » ، بر اينكه امامان اهل بيت دوازده نفر خواهند بود و دوازدهمين آنها مهدى و قيامكنندهء به حق و عدل است ، تصريح داشتند . از اينرو آنان كه موقعيت حكومت خويش را در خطر مىديدند درپى اين بودند كه به هر طريقى از ظهور و بروز چنين شخصى جلوگيرى كنند . پس از رحلت امام عسكرى عليه السّلام مدتى خانه و خانوادهء آن حضرت تحت مراقبت بودند تا اطمينان كامل حاصل شود كه امام وصى نداشته و به كسى وصيت نكرده است و چون چنين اطمينانى براى آنان حاصل شد ، اموال آن حضرت را به جعفر برادر ايشان داده و خانوادهء آن حضرت را رها كردند ؛ اما پس از چندى بار ديگر معتمد ، خليفهء عباسى به تحريك جعفر دستور داد تا خانهء امام و خانههاى همسايگان ايشان بازرسى شوند . اينبار كنيزى به نام صقيل يا ثقيل ادعا كرد كه باردار است . پس وى را دستگير كردند و
--> ( 1 ) . باتوجه به همين آگاهىها و از طرفى مقابله با انديشههاى شيعى در باب مهدويت ، كه در قيامهاى شيعيان و علويان با نام مهدى تجلى مىيافت ، عباسيان نيز از همان ابتداى دست يافتن به قدرت و حكومت ، القابى را بر خود مىنهادند كه در روايات از صفات و القاب مهدى عليه السّلام شمرده شده بود ، مانند سفاح لقب خليفه اول و منصور لقب دومين خليفه عباسى . اين امر در زمان سومين حاكم عباسى به اوج رسيد ؛ پدرش المنصور او را محمد ناميده بود كه در روايات نام حضرت مهدى عليه السّلام دانسته شده است و او لقب مهدى بر خود نهاد . القاب ديگر خليفگان مانند هادى ، رشيد ، امين و مأمون نيز از همين دست بودند .