حسن حسين زاده شانه چى
40
اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)
مىشد . و امامان عليهم السّلام نيز به منظور حفظ جان شيعيان و جامعهء شيعه و استمرار فعاليتهاى ارشادى و تربيتى خود ناچار به رعايت شديد تقيه بودند و در همين راستا تلاش مىكردند تا ارتباط مستقيم خود با شيعيانشان را كاهش دهند و در مقابل ، مراودات خود را بهطور غيرمستقيم و از طريق وكيلان و سفيران خود ، و يا از راه مكاتبه و نامهنگارى انجام مىدادند و بدين طريق ، تدبير و راهكار جديدى براى شرايط دشوار پيشآمده مىانديشيدند . اين وضعيت كه در طى مدتى نزديك به يك قرن ، كموبيش بر جامعهء شيعه حكمفرما بود ، در حقيقت حالتى مشابه و نزديك به وضعيت دوران غيبت را پديد مىآورد ، بهويژه در دوران امام دهم و يازدهم كه سختگيرىها شدت بيشترى يافته و دسترسى به امام را با مشكلات همراه كرده بود ، به تدريج و بهطور غيرمستقيم اين آمادگى را در مردم پديد مىآورد كه در زمان عدم حضور امام يا عدم امكان دسترسى مستقيم به وى ، چه بايد بكنند ؟ و امامان عليهم السّلام نيز در طى اين مدت به ارائهء راهكارهاى مناسب ، چه در سخن و يا در عمل و تعيين ملاكهاى راهيابى و مصادر مراجعهء شيعيان در چنين موقعيتهايى دست زدند . علىرغم تلاشهايى كه طى ساليان متمادى براى مقابله با پيامدهاى غيبت امام عليه السّلام صورت گرفت جامعهء شيعه در آغاز غيبت صغرى ؛ به سبب جوّ سياسى حاكم ، دچار وضعيت دشوار و بحرانى گرديد كه تنها در سايهء تدابير و عملكردهاى آگاهانهء امامان و عالمان شيعهء پيش از غيبت بود كه توانست از اين اوضاع نابسامان رهايى يابد . اين وضعيت همچنانكه در زبان روايت از آن به حيرت تعبير شده « 1 » و در كتابها و آثار دانشمندان شيعه در همين زمان بر آن تأكيد
--> ( 1 ) . در برخى روايات از دوران غيبت به دورهء حيرت تعبير شده است . ر ك : طبرسى ، اعلام الورى ، ص 399 ؛ اربلى ، كشف الغمه ، ج 3 ، ص 311 ؛ حائرى يزدى ، الزام الناصب ، ج 55 ، ص 81 و مجلسى ، بحار الانوار ، ج 51 ، ص 300 .