حسن حسين زاده شانه چى
271
اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)
دانست . بديهى بود كه عثمان ، نائب اول ، پس از آنكه خود را بهعنوان نائب امام دوازدهم به شيعيان و عالمان بغداد معرفى كرد ، مرجع اصلى در امور علمى و حل و فصل مسائل و مشكلات دينى قرار گرفت . در طيف مهاجران به بغداد ، نام عالمانى از كوفه و نيز كسانى از بصره ، قم ، رى و حتى سمرقند « 1 » را مشاهده مىكنيم . مهاجرت اين عالمان به بغداد ، به لحاظ علمى بسيار حائز اهميت و در تكامل حوزهء علمى بغداد مؤثر بود و بدين ترتيب حوزهء علمى بغداد تحتتأثير مكاتب مختلف علمى و انديشههاى عالمان شيعه شكل گرفت . آنچه بيش از همه بر حوزهء بغداد غلبه داشت ، گرايشهاى كلامى و مباحث عقلى بود و اين امر طبعا از موقعيت خاص بغداد و محيط علمى آن ناشى مىشد كه رويارويى دائم با انديشههاى كلامى اسلامى و غير اسلامى و برخورد با فرقهها و نحلههاى مختلف در آن امرى اجتنابناپذير بود . چنانكه اشاره شد ، علم كلام در نزد شيعيان ، ابتدا در كوفه رواج يافت و طبقهء اول متكلمان شيعه از عالمان و محدثان كوفى بودند . با افول حوزهء كوفه ، مكتب كلامى آن به تدريج به بغداد منتقل گرديد ، بهطورى كه طبقهء دوم متكلمان شيعه بيشترشان از شهر بغداد برخاستند . در اين طبقه ، متكلمان بزرگى ظهور كردند ؛ چون ابو عيسى محمد بن هارون ورّاق ( م 247 ق ) ، كه مناظرات بسيارى با جاحظ بصرى داشت و كتابهايى در امامت و ردّ اقوال ديگر فرق و مذاهب نوشته بود « 2 » و احمد بن يحيى راوندى ( احتمالا م 245 ق ) ، كه شاگرد ابو عيسى ورّاق بود و همچنين ابو الاحوص داوود بن اسد بصرى كه از مؤلفان بزرگ اين عصر محسوب مىشد . همهء اين افراد داراى تأليفات عديدهاى در كلام بودند . « 3 »
--> ( 1 ) . همو ، رجال ، ص 433 و نجاشى ، همان ، ص 267 . ( 2 ) . نجاشى ، همان ، ص 372 . ( 3 ) . اقبال ، خاندان نوبختى ، ص 90 .