حسن حسين زاده شانه چى
218
اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)
از حس جاهطلبى او بود . « 1 » با رحلت حضرت عسكرى عليه السّلام ، جعفر كه قصد دست يا بى به نظام و موقعيت برادر را داشت ، خود را وصى و همهكارهء آن حضرت جلوه داد . او بهعنوان صاحبعزا بر در خانهء امام مىايستاد و شيعيان كه به منزل امام مىآمدند به او تسليت مىگفتند . زمانىكه كار غسل و كفن امام كه بهطور ظاهرى توسط عثمان بن سعيد صورت گرفت ، پايان يافت ، جعفر خود را آمادهء خواندن نماز بر جنازهء امام عليه السّلام كرد ؛ ولى هنگامى كه خواست تكبير بگويد ، ناگهان امام مهدى عليه السّلام از يكى از اتاقهاى خانه خارج شد و جعفر را به كنارى راند و فرمود : عمو جان ، من به نماز خواندن بر پدرم اولى و سزاوارترم . « 2 » بدين ترتيب اولين اقدام جعفر براى رسيدن به هدف ناموفق ماند . او بار ديگر براى رسيدن به خواستهاش به دستگاه حكومتى متوسل شد . جعفر در ديدارى كه با عبيد اللّه بن خاقان ، وزير خليفه ترتيب داد ، به او پيشنهاد كرد كه چنانچه او را به جاى برادرش زعيم و رهبر شيعيان كند ، سالى بيست هزار دينار به حكومت خواهد داد ؛ اما عبيد اللّه با برخوردى تحقيرآميز به او گفت كه خليفه شمشير را بر روى پدر و برادر او و شيعيان آنها كشيده و او اگر واقعا در نزد شيعيان امام است نيازى به حمايت سلطان نخواهد داشت . « 3 » جعفر كه نتوانسته بود به خواستهء خود برسد ، درصدد توطئه عليه امام عليه السّلام برآمد و درپى موقعيت مناسبى بود . زمانىكه شيعيان قم ، بىاطلاع از رحلت امام عليه السّلام به سامرا آمدند و از دادن اموال به او خوددارى كردند و آنها را به وكيل امام دوازدهم دادند ، جعفر فرصت را غنيمت شمرد و اين خبر را به دربار رسانيد و آنها را تحريك نمود تا جستجو و تفتيش را
--> ( 1 ) . همان ، ص 246 . ( 2 ) . صدوق ، كمال الدين ، ص 475 . ( 3 ) . مفيد ، الارشاد ، ص 320 .