حسن حسين زاده شانه چى

204

اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)

فقهى اختصاص يافته بود . « 1 » به نظر مىرسد كه برخى فقيهان شيعه از اين طريق ، ارتباط دائمى با امام عليه السّلام داشتند و در مسائل فقهى همواره از ايشان يارى مىگرفتند . عبد اللّه بن جعفر حميرى ، از عالمان ممتاز قم ، يكى از كسانى بود كه نامه‌هاى متعددى براى امام نوشت و همگى حاوى سؤالات فقهى بودند . از آن ميان جواب چهار نامهء مفصل او به دست رسيده است كه در مجموع شامل 60 سؤال همراه با جوابشان مىباشد و دو نامهء آخر در سال‌هاى 307 و 308 ق نوشته شده بودند . « 2 » مسائل حميرى ، كه از فقيهان برجسته عصر خويش بود ، بعدها در بين فقيهان شيعه معروف و مورد استناد شد . فقيهان شيعه علاوه بر طرح سؤالات فقهى كه براى آنان پيش مىآمد ، در طى اين مكاتبات ، به تصحيح و تطبيق احكام و اخبار فقهى كه در دست داشتند نيز اقدام مىكردند و دربارهء درستى يا نادرستى آن‌ها ، از امام عليه السّلام پرسش مىنمودند . در مسائل حميرى به نمونه‌هاى چندى از اين قبيل برمىخوريم . به‌عنوان مثال او در چند مورد ، به‌خصوص در نامه چهارم ، به اخبار فقهى اشاره مىنمايد كه از امام پيشين براى وى نقل شده بود و او نسبت به صحت آن‌ها پرسش مىكند . « 3 » بخش ديگر سؤالات به موضوعات اصولى و اعتقادى اختصاص داشت كه اساسىترين آن‌ها دربارهء مسألهء امامت و جانشينى امام يازدهم عليه السّلام بود . از آن جمله نامه‌اى است كه گروهى از شيعيان ، احتمالا شيعيان قزوين ، براى امام عليه السّلام فرستادند و سبب آن بحثى بود كه ميان ايشان و شخصى به نام ابن ابى غانم قزوينى روى داده و او اظهار داشته بود كه امام يازدهم عليه السّلام بدون باقى گذاشتن فرزندى از دنيا رفته است . امام عليه السّلام در جواب ايشان نامه‌اى مفصل فرستادند و در آن ضمن

--> ( 1 ) . صدوق ، همان ، ص 483 . ( 2 ) . طبرسى ، همان ، ص 301 - 315 . ( 3 ) . همان ، ص 313 .