حسن حسين زاده شانه چى
205
اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)
شكايت از گرفتار شدن شيعيان در حيرت و سرگردانى و مبتلا شدن به گمراهى و كجروى ، تأكيد كردند كه حجتهاى الهى همواره جانشينانى داشتهاند كه يكى پس از ديگرى به امر الهى قيام نمودهاند و امام يازدهم عليه السّلام نيز همانند ديگر امامان ، پيش از وفاتش به فرزند خود ، يعنى حضرت مهدى ( عج ) ، وصيت كرده است و هر كس در اين امر با آن حضرت منازعه كند يا مدعى چنين مقامى شود ، بىشك ظالم و كافر مىباشد . « 1 » در ادامه ، امام عليه السّلام توصيههايى به شيعيان مىنمايد و اظهار مىدارد اگر مسألهء غيبت نبود ، امورى بر آنان آشكار مىشد كه هر شك و ترديدى را در اينباره از بين مىبرد . در همين راستا مشاهده مىكنيم كه امام در برخى نامههايش به امورى اشاره مىفرمود كه گواه بر صدق و صحت امامت ايشان باشد ، مانند خبر دادن از امور پنهانى ، كه فقط صاحبان نامهها از آن باخبر بودند و يا اطلاع دادن از زمان مرگ برخى از شيعيان و . . . . « 2 » از موضوعات مهم ديگر كه در مكاتبات ميان شيعيان با امام عليه السّلام مطرح مىشد و وابستگى مستقيم با موضوع امامت داشت مسألهء غيبت بود كه پرسشها و مشكلات بسيارى به همراه مىآورد . در اغلب نامههايى كه امام عليه السّلام در پاسخ به شيعيان مىفرستاد به نحوى به اين موضوع اشاره شده است . بديهى است كه موضوع غيبت ، اساسىترين مشكل شيعيان در اين زمان محسوب مىگرديد كه هم به لحاظ اعتقادى آنان را دچار مشكلاتى ساخته و هم به لحاظ مرجعيت دينى و علمى سختى و تنگنايى را برايشان پديد آورده بود ، لذا امام عليه السّلام در نامههاى متعددى به سؤالات ايشان در اين باب پاسخ مىداد . در نامهاى كه اسحاق بن
--> ( 1 ) . طبرسى ، همان ، ص 277 . ( 2 ) . بهعنوان مثال ، نامهاى كه در جواب احمد بن ابى روح صادر شد در آن توضيحاتى درباره اموال ارسالى او داده شده بود ( بحار ، ج 51 ، ص 295 به نقل از الخرايج راوندى ) و يا نامهاى كه براى نائب چهارم صادر گرديد و خبر فوت وى را متذكر شده بود . طبرسى ، همان ، ص 297 .