مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
70
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
مىيابد ؛ و امّا « 1 » ناميه ، و آن « 2 » قوّتى است كه بدن و اعضا را زياده گرداند بر نسبتى كه نوع آن عضو اقتضاى آن كند ؛ و چهار قوّت ديگر خادم قوّت غاذيهاند : اوّل جاذبه ، و آن قوّتى است كه از غذا آنچه نافع است « 3 » به خود مىكشد « 4 » ؛ دوم ماسكه ، و آن قوّتى است كه آنچه جاذبه به خود كشيده باشد ، « 5 » نگاه دارد ، چندانكه هاضمه آن را هضم كند ؛ سيم هاضمه ، و آن قوّتى است كه آنچه ماسكه نگاه داشته باشد ، هضم كند و او را قابل آن گرداند كه بدل ما يتحلّل شود ؛ چهارم دافعه ، و آن قوّتى است كه آنچه فضله است دفع مىكند و كيفيّات اربعه ، يعنى حرارت و برودت و رطوبت و يبوست خدمت اين چهار قوّت مذكوره مىكنند ، و غاذيه خدمت ناميه ، و غاذيه و ناميه خدمت مولّده كنند . امّا متصرّفه در غذا به جهت بقاى نوع ، و آن نيز دو قوّت است : يكى مولّده ، و آن قوّتى است كه منى را از اعضا جدا مىكند و مهيّا مىدارد هر جزوى را از اين منى جهت تولّد عضوى مثل عضوى كه آن جزو منى از آن جدا شده باشد ؛ و « 6 » ديگر مصوّره ، و آن قوّتى است كه هر جزوى از منى را شكلى و صورتى مىدهد كه آن عضو كه اين جزو از آن جدا شده ، اقتضاى آن شكل مىكند . فايده در كيفيّت « 7 » تولّد منى بدان كه هر غذا كه وارد مىشود در بدن چهار هضم مىيابد تا بدل ما يتحلّل مىگردد : اوّل هضم دهان ، دوم هضم معده ، سيم هضم جگر ، چهارم هضم رگها . پس غذا چون در رگها هضم رابع يافت ، آنچه محمود است و قابل جزو بدن است ، جزو بدن مىشود و آنچه فضلهء آن است هر عضوى آنچه از اين فضله در اوست دفع مىكند به قرب جگر ، بعد از آن مىرود به گرده ، بعد از آن به انثيين « 8 » و آن منى است .
--> ( 1 ) . س : - امّا . ( 2 ) . س : - و آن . ( 3 ) . م : - و آن قوّتى است كه . . . است . ( 4 ) . م : به خود كشيده باشد . ( 5 ) . م : ماسكه كه غذا را نگاه دارد . ( 6 ) . م : - و . ( 7 ) . م : كيفيّات . ( 8 ) . انثيين : هر دو خايه ، بيضتين ، اصطلاح علمى آن Testis » و « Testicle مىباشد .