مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
485
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
است و هم كششهاى خاص خود را دارد كه خواننده از خواندن آن كمتر احساس خستگى خواهد كرد . به ويژه آنكه بدانيم نويسنده ، كتاب را در فضايى تركزبان نگاشته و رسالههاى معاصر او در ايرانزمين دشوارنگارتر بوده است . ضمنا علىرغم حجم اندكش ، اطلاعات تاريخى و اجتماعى و مذهبى خوبى از روزگار خود به دست مىدهد . از ديدگاه پيكربندى تأليف ، متن اثر صرفا برآيندى سرهمبندى شده از چند كتاب پيشين يا همزمان مشهور و نامشهور عصر مؤلّف نيست و در نگارش آن ، خلاقيت خاصّى به چشم مىخورد . در جاىجاى متن ، پژوهشگر مىتواند نگاه تيزبين مؤلّف را دنبال كند كه به نوعى حتى مىتوان گفت پيش از اروپاييان به شناخت ميكروبهاى بيمارىزا و البته با عنوان « جن » موفق شده است . نويسنده جاىجاى به شاعران بزرگ به ويژه به شعر حافظ استناد مىكند و از فردوسى و نظامى هم كمتر . و در ميانهء كتاب مىتوان رباعيهاى فراوانى را ديد كه به مناسبت موضوع هر بخش و بحث يادآور مىشود كه على الحساب محتملا آنها را به جهت ارتباط تنگاتنگ با بحثهاى تخصصى وباشناسى ، بايد از او دانست كه شايد پژوهشهاى بعدى پژوهشگران ، خلاف اين نظر را ثابت كند . نويسنده در نبرد فلسفه و دين ، جانب آيينباوران را مىگيرد و بخشى از حكمت و پزشكى را كه مغاير با اصول دينى باشد نمىپذيرد ، از جمله مىنويسد : « و بر اهل هوش پوشيده نيست كه گوش حكماى پيشينه ، امثال اين حكم و معارف نشنيده چه در كتب ايشان اثرى از اين معانى نيست . رباعى چه جاى ارسطو كه حكيم افلاطون * دل كرده به تحصيل چنين حكمت ، خون ليكن حِكَم محمّدى خاص از ماست * ايشان همه هستند در اين علم زبون » و البته گاهى در اين كتاب ، تعصّب دينى او كمرنگتر مىشود ، براى مثال هنگام بحث دربارهء شراب ، علىرغم اشاره به حرمت آن ، به مزاياى آن مىپردازد و آداب « شادخوارى » را نيز ياد مىكند . از جمله در بخش بهداشت همبسترى در زمان شيوع و با ، گرايش درونى خود را به انجام اين عمل ، آشكارا و صادقانه چنين بيان مىكند : من گرچه نصيحت اينچنين مىگويم * ليكن نتوانم كه همين ره پويم