مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
465
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
بود ، پس ظاهر نباشد ؛ و علامت لازم بازو نتوى مستدير است كه در زير بغل پيدا آيد و ممكن نبود رسانيدن اين دست به دندانههاى پهلو و علامت سرون « 1 » درازتر شدن اين پا بود از ديگر پاى ، اگر به جانب پيش افتاده باشد و ظهور ورمى در اربيّه و عدم قدرت بر آن كه پاى را در گوشهء ران خم تواند كرد ، يا كوتاهتر « 2 » بودن اين پاى از پاى ديگر ، اگر به جانب پس افتاده باشد و در گو افتادن اربيّه و كاسه شدن آن ؛ و علامت وثء آن باشد كه در مفاصل اندكى تقعيرى و نتوى از جانبى ديگر پيدا شود و بعضى حركات ممكن بود و در وهن جميع حركات به همه جانب ممكن بود . علاج خلع را به مدّ و ردّ « 3 » به رفق « 4 » به شكل طبيعى بازآرند و از اين ادويه طلا سازند : ماش ده درم « 5 » ، گل ارمنى ، مرّ مكّى ، گل خطمى « 6 » سفيد ، گل سرخ از هريك « 7 » سه درم ، برگ مورد پنج درم نرم كوفته ، به سفيدهء تخم مرغ سرشته ، به كار دارند ، و وثء و وهن را همين طلا موافق و كافى بود ؛ امّا كسر و آن شكستن استخوان است . عضو را راست و استخوان را به رفق مساوى گردانند ، و گاه مىباشد كه بعضى « 8 » از پارههاى استخوان كه صلاح آن اميد نتوان داشت ، بيرون بايد كرد و عضو را ببايد بست به رباط و رفادهء معتدل در سستى و محكمى و ابتداى بستن از موضع شكسته بايد كرد متوجّه به جانب بالاى آن و موضع كسر را محكم بپيچد ، پس به رفادهاى ديگر هم از موضع كسر ابتدا كنند و بعد از سه چهار گرد متوّجه زير آن شوند و در هر دو پيچيدن در ابتدا محكم بپيچند و چندان كه مىپيچند اندكى به سستى ميل كنند ، پس ادويهء جباير طلا كنند و ببندند و بعد از آن فصد كنند و تليين طبيعت « 9 » و تا سه « 10 » روز نگشايند ، مگر آنكه دردى قوى حادث شود و ما دون رباط سرخ گردد ، پس ببايد گشاد و سستتر بست و اگر خاريدنى قوى عارض گردد كه تحمّل نتواند كرد بگشايند و قدرى آب گرم بر آنجا ريزند تا خاريدن ساكن گردد و يك زمان استراحت نموده ، باز ببندند و
--> ( 1 ) . س : بيرون . ( 2 ) . س : - تر . ( 3 ) . س : - ردّ . ( 4 ) . س : ترفق . ( 5 ) . ل : - ده درم . ( 6 ) . س : - خطمى . ( 7 ) . س : - از هريك . ( 8 ) . س ، ل ، ف : - بعضى . ( 9 ) . س ، ل : - طبيعت . ( 10 ) . س : - سه .