مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
466
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
رفادهها را به گلاب و روغن گل و اندكى سركه تر گردانند و اگر چند روز بگذرد و ورم نكند و حرارتى در عضو نباشد ، رباط را محكمتر از آنكه اوّل بسته باشند ، ببندند و نگشايند ، الّا در هر « 1 » چهار پنج روز يا زياده ، و ضماد جبر از عدس و مغاث و گل ارمنى و آب مورد سازند و اغذيهء لزج مثل كلّه و پاچه و هريسه و مرغانه و برنج و بطون بقر و جلود برّه و بزغاله و در آخر امر « 2 » و وقت انعقاد و شبز « 3 » ، رباط را اندكى سستتر گردانند و علامت به دو انعقاد و شبز « 4 » پيدا شدن خون است بر رفايد و رباطات ، چه اين دليل ارسال طبيعت است مادّهء جيّده « 5 » را بدانجا ، پس از مسام ترشّح « 6 » نموده و بايد كه قبل از اشتداد و تصلّب عضو را تحريك قوى نكنند و اگر با كسر جراحتى بود ، ابتداى بستن يك عصابه از لب بالاى آن كنند « 7 » و ديگرى از لب زيرين و دهن آن را گشاده بگذارند « 8 » و قدرى پنبه بر آنجا نهند و چون زرداب كم گردد و از ورم ايمن گردند ، مرهم روياننده بنهند و اگر خون مىرود و نمىايستد از صبر و كندر و مرّ و دم الاخوين زرورى « 9 » ساخته بر آنجا ريزند تا خون باز ايستد . فصل سيم : در بيرون آوردن خار و پيكان پيكان را به انبر بيرون آرند و موضع آن را به تمر و كندر پر كنند ؛ امّا خار و آنچه مثل آن بود ، بيخ نى يا شيلم را بكوبند و ضماد كنند « 10 » . شيلم تلخه است كه در ميان گندم مىباشد و اگر از اين قوىتر خواهند ، بگيرند پياز ، نرگس ، اشّق ، زراوند ، زفت ، علك البطم « 11 » كوفته و به عسل سرشته ، ضماد كنند . ديگرى : پياز ، نرگس ، آرد شيلم به عسل سرشته .
--> ( 1 ) . س : - هر . ( 2 ) . س ، ف ، د : - امر . ( 3 ) . س : سبز . ( 4 ) . س : سبز . ( 5 ) . س : چيده ؛ ف ( زير خط ) : + تازه . ( 6 ) . س : ترشيح . ( 7 ) . س ، ل : كند . ( 8 ) . ل : گردانند . ( 9 ) . د ، ف ، ش : ذرورى . ( 10 ) . س : - و ضماد كنند . ( 11 ) . ف ( زير خط ) : + قندرون .