مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

422

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

نمايد كه چيزى « 1 » از او آويخته است ، خاصّه اگر در او « 2 » تكيه كند و هرگاه امعا از ثفل ممتلى گردد ، در موضع گرده درد پيدا آيد و صفاى بول بعد از كدورت و رسوب « 3 » رملى كه با سرخى و زردى زند ، منذر بود به سنگ گرده و گاه بود كه در خصيه كه در جانب آن گرده بود ، دردى پيدا شود و در پاى كه از آن جانب بود ، دردى و خدرى « 4 » ، و گاه بود كه درد سنگ به درد قولنج مشابه شود و فرق آن بود كه درد قولنج منبسط گردد و به سوى بالا و زير و راست و چپ ميل كند و درد گرده بر يك جاى لازم بود و به جانب پشت اندكى مايل و صاحب قولنج بر خلا خفّت « 5 » يابد و صاحب حصات شدّت ؛ و علامت سنگ مثانه درد زهار و نواحى آن و گرانى و خاريدن قضيب و انتشار و استرخا بىسببى ظاهر و رسوب رملى و خاكسترى يا سفيد و پيوسته مريض بدان مايل بود كه دست در قضيب مالد و هرگاه بول كند در حال باز « 6 » خواهد كه « 7 » بول كند و ببايد دانست كه سنگ مثانه بزرگ و درشت باشد « 8 » و سنگ گرده خرد « 9 » و غير درشت و سنگ مثانه درد نكند ، مگر آن وقت كه در راه گذر افتد و بول بازدارد ، و زنان را تولّد سنگ ، خاصّه در مثانه ، اندك بود و سنگ مثانه كودكان را بيشتر عارض شود و سنگ كليه كهول را و سنگ مثانه لاغران را بيشتر بود « 10 » و گرده فربهان را . علاجش بدن را از مادهء آن پاك گردانند به قى و اسهال و ادرار در بعضى اوقات تا مادّهء آن مجتمع نشود و از طعامهاى غليظ اجتناب نمودن و تجويد هضم و تلطيف تدبير و در وقت هيجان درد اگر خون غالب بود ، فصد كنند و اگر طبع خشك بود حقنه كنند « 11 » و در آبزن نشانند كه در آن بابونه و خسك و شبت و خطمى و كرنب و حلبه جوشانيده باشند ، و اگر حرارت غالب باشد ، آبزن از بنفشه و پر سياوشان

--> ( 1 ) . س : - كه چيزى . ( 2 ) . س : روز . ( 3 ) . ش : + آنچه به ته نشيند . ( 4 ) . ل ، ش : - و خدرى . ( 5 ) . ف : خلافعت . ( 6 ) . س : - باز . ( 7 ) . س : + باز هم . ( 8 ) . ف : بود . ( 9 ) . س : خورد . ( 10 ) . ل : - بيشتر بود . ( 11 ) . س : - و اگر طبع . . . كنند .