مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

423

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

و خسك سازند و در آبزن ادويهء مدرّه دهند . ادويهء مدرّهء گرم مثل تخم كرفس و باديان و انيسون و صعتر و شونيز ؛ و مدرّهء سرد مثل تخم خيارين و خسك و هندوانه و خربزه ؛ و مدرّهء معتدل پر سياوشان و فوت كه روناس گويند و تخم خربزه به حسب حرارت و برودت مزاج مريض آنچه لايق دانند ، مىدهند و چون از آبزن بيرون آيد ، روغن شبت يا روغن بنفشه در مجارى و مواضع مالند و گويند كه از بلندى به زير آيد ، پس اگر حصات بيرون آيد ، فبها ، و اگر در مجارى بماند به لعابها حقنه كنند و محجمه بر موضعى كه زير آن باشد ، نهند تا بدانجا كشيده شود و روغن بادام و فلوس خيار چنبر دهند و « 1 » اگر در مجراى قضيب گيرد در آب گرم نهند و لعابها و روغنها در چكانند و دست بر آن مالند تا بيرون آيد و اگر در اين احوال درد غلبه كند ، برشعثا دهند و بعضى گفته‌اند : خوردن سنگى كه از مثانه بيرون آيد مثل حجر اليهود « 2 » بود كه سنگ را بريزاند و بيرون آرد و روغن عقرب در چكانيدن و خاكستر عقرب دادن عجب « 3 » اثرى دارد . بگيرند عقربى كه بر او سفيدى غالب بود و در ظرفى از آهن نهند سر آن را محكم كنند و بر روى « 4 » خشت پخته در تنورى تافته كه در آن نان پخته باشند ، نهند و شش ساعت بگذارند ، پس بيرون آورند ؛ خوردنى يك دانگ و خون تيس به آب كرفس يا ترب دادن فعلى عجب دارد و اين را يد اللّه نام نهند . خاصّه « 5 » تيس چهارساله كه در اوّل رنگ برآوردن انگور ، ذبح كنند و خون اوّل و آخر را بريزند و ميانه را نگاه دارند و در آفتاب خشك كنند و از گرد و غبار محفوظ دارند ، يك مثقال از آن مىدهند و اگر سنگ مثانه

--> ( 1 ) . س : - دهند و . ( 2 ) . حجر اليهود : سنگى است به شكل بلوط مايل به سفيدى و با خطوط متوازيه در آب نرم مىشود و طعمى ندارد ، و محمّد ابن احمد گويد : نر و ماده مىباشد . مادهء او مستدير و سفيد مخطّط به سياهى و سرخى ، مثل دستنبويه و به قدر جوزى است و به جهت حصاة زنان مجرّب است و نر او به شكل بلوط و مخصوص حصاة مردان است . ( تحفه ، ص 277 ) . ( 3 ) . ف : عجيب . ( 4 ) . ل : پشت . ( 5 ) . ل : + خون .