مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

394

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

فصد باسليق و اسيلم « 1 » زنند ، پس سكنجبين بزورى و اسهال به مطبوخ افتيمون و تضميد به سركه و سداب و فوتنج و بيخ سوسن كبود و اشّق « 2 » و قرص كبر « 3 » و قرص ايرسا به سكنجبين و سركهء كبر دادن ؛ امّا باد سپرز از سردى مزاج سپرز و غلبهء سودا در آن مىباشد . علامتش تمدّد در زير پهلوى چپ و ورم غير صلب ، چنانچه اگر دست به دو فرو برند در او نشيند و قراقر كند و جشا برآيد . علاجش ماء الاصول كه در او تخم فنجنگشت و سداب كرده باشند و سفوف حرف « 4 » دادن و صبر بر تشنگى به غايت مفيد است و نهادن محجمهء آتش و كمادها و ضمادهاى محلّل . باب هفتم در امراض روده و مقعد مشتمل بر « 5 » دوازده فصل : فصل اوّل : در اسهال هر اسهالى كه بود يا « 6 » از مأكولات بود ، يا از اعضا و از هوا نيز گاهى مىباشد ، چه جنوب و بلاد جنوبيّه سبب اطلاق مىشود ؛ امّا آنچه از مأكولات بود ، از ادويهء مسهله

--> ( 1 ) . اسيلم : رگى است كه ميان خنصر و بنصر ( انگشت كوچك و انگشت مجاور آن ) آشكار مىشود . ( 2 ) . ف ( زير خط ) : + كزق . ( 3 ) . كبر : نباتى است خاردار و پرشاخ و برگش باريك و گل غلاف او مثل زيتونى و گلشن سفيد و در وسط او چيزى شبيه به موى و ثمرش كه خيار كبر نامند از بلوط درازتر و تخم او زرد و با رطوبت لزجه و در خرابه‌ها و كوهها بسيار مىباشد و بيخ او و پوست بيخ او قويتر از ساير اجزاء . ( تحفه ، ص 704 ) . ( 4 ) . حرف ( حرف يا حرف ) : اسم نبطى حبّ الرشاد ( تخم سپندان ، ترتيزك ، خردل ) و نبات اوست و از جنس ترتيزك و برّى و بستانى مىباشد ، و رشاد قسم بستانى و مأكول است . . . و تخمش اشقر و با طول و برگش مايل به تدوير و با تشريف . ( تحفه ، صص 292 - 293 ) ؛ دربارهء سفوف و انواع آن ، ر . ك : تحفه ، صص 1071 - 1079 . ( 5 ) . س : - مشتمل بر . ( 6 ) . س : - يا .