مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

39

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

ولايت وسيع و مملكت وشيع فارس متصرف و حاكم‌اند ، نوشته‌ام كه اين ادرار را هر سال بىتأنى بدهند و هر سال حكم مجدّد نطلبند . و اين عارفه را از ما اجرايى مخلّد و ادرارى مؤبّد دانند . و همچنان‌چه ما اين تصنيف لطيف مولوى را ، موهبتى عظيم و فتوحى جسيم شمرديم ، بر نوّاب ما امرى جازم و فرضى لازم است كه به خدمت آن جناب ، نيابتا عنّا قيام نمايند و جانب او را محترم و معزّز دانند تا جناب مولوى از سر اطمينان خاطر عاطر در افادت صناعت طبّى ، بكرة و عشيا مواظبت نمايد و در معالجهء مرضا و ازاحت علل و ازالت اعراض صاحب امراض و زمنى ، اهمال و تقصير جايز ندارد . » از مطاوى اين مكتوب برمىآيد كه اولا نجم الدين محمود ، دست‌كم تا سال 697 ه . ق . مىزيسته و در ايّام نگارش مكتوب ، در شيراز اقامت داشته . ثانيا در طب صاحب آوازه و حذاقت مىبوده . ثالثا تصنيف وى از نفاست نسبى برخوردار بوده . رابعا گذشته از نوائب و حوادث دهر ( مثلا غارت فارس در سال 700 ه . ق . ) ، در ايّام وزارت رشيد الدين در خصب نعمت زندگى مىگذاشته و آن اندازه مسكين نوازى كه مورد اشارهء شدّ الازار است ، بر وى آسان بوده . سومين سند ، باز مربوط به خواجه رشيد الدين است و در ميان مكاتيب وى به چشم آمده ؛ نامه‌اى است كه رشيد الدين به امير على ، فرزند خود ، نگاشته كه در تاريخ نگارش ، حاكم بغداد بوده . رشيد الدين در اين مكتوب 51 تن از علما و نخبگان قلمرو ايلخانان را برشمرده و هريك را به تخصيص ، صلاتى مقرر نموده « 1 » : « . . . تبجيل علما و احترام فضلا بر ارباب اعلام و اصحاب اقلام فرضى واجب الاداء و امرى لازم الامضاء است . و چون مدّتى مديد است كه به سبب تسخير ممالك اسلام و فتح بلاد مصر و شام از حضرت با نضرت ايشان مفارقت و مباعدت افتاده و هريك از ايشان در ثغرى ساكن و در شهرى مستوطن گشته‌اند ، اكنون به رسم انعام مىبايد كه براى هريك از اين علماى مذكور . . . آنچه مقرّر كرده‌ايم ، بىتهاون و تكاسل با ايشان جواب

--> ( 1 ) . مكاتبات رشيد الدين ، صص 56 - 69 .