مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
380
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
بدن و بطلان شهوت ، و چون دست بر فم معده نهند سردى محسوس گردد « 1 » و اندك دردى باشد در آن موضع و در بعضى اوقات غشى عارض گردد و بسيار بود كه مسافران را كه سرماى قوى خورند ، خاصه اگر پيش از آن گرسنه « 2 » باشند و تقليل غذا كرده ، اين حال عارض گردد . « 3 » علاجش در حال غشى آنچه در غشى مذكور شد و معده را به مقوّيات مثل « 4 » سعد و سنبل و گل سرخ ضماد كنند و چون از غشى بيرون آيد نان اندر آب گوشت تر كرده بدهند و اگر آب گوشت به اين طريق گيرند قوىتر باشد : بگيرند « 5 » گوشت گوسفند يكساله و سفيدى از او جدا كنند و سرخى را كباب كنند « 6 » و در ديگ سنگى « 7 » نهند و اندكى گلاب بر او چكانند و سر ديگ را بپوشند « 8 » و بر سر آتش نرم نهند تا آب از وى جدا شود و گوشت هنوز خام بود . گوشت را بيفشارند و آبى كه بيرون آيد و آنچه بىفشردن بيرون « 9 » آمده بود ، همه را يك دو جوش بدهند تا پختهتر « 10 » شود و اندكى نمك در اندازند ، هذا « 11 » ؛ و از اخلاط « 12 » مغشّى مثل بلغم زجاجى مىباشد كه به فم معده آيد و قوّت شهوت را بميراند و اين بر خلاف آن بلغم بود كه شهوت كلبى احداث كند ؛ زيرا كه آن ترش بود و فم معده را بگزد و شهوت را بجنباند و اين كه سبب غشى گردد « 13 » بىطعم و غليظ و لزج بود . علامتش علامات سوء مزاج بارد مادّى . علاجش تنقيه معده و تسخين ؛ و اين قسم از اشكال خالى نبود ، زيرا كه به استفراغ حاجت بود و گرسنگى اعضا و غشى مانع استفراغ گردد ؛ و از ضعف قوا در فم معده و حرارت شديده در جميع بدن مىباشد . علامتش علامات سوء مزاج گرم و تشنگى و خشكى طبيعت و سقوط قوّت و وقوع غشى در وقت گرسنگى . علاجش در حال غشى « 14 » آنكه معلوم است و بعد از آن غذاهاى
--> ( 1 ) . ش : شود . ( 2 ) . ش ، ل : + بوده . ( 3 ) . ف : - فصل پنجم در سل . . . عارض گردد . ( افتادگى در نسخه ) . ( 4 ) . ش : - مثل . ( 5 ) . ف ، ش : + و . ( 6 ) . س : - و سرخى را كباب كنند . ( 7 ) . س : سنگين . ( 8 ) . ل ، ش : بيوشانند . ( 9 ) . س : - بيرون . ( 10 ) . س : - تر . ( 11 ) . س ، ل : - هذا . ( 12 ) . ف : اختلاط . ( 13 ) . ش : اين غشى كرده . ( 14 ) . ش : - در وقت گرسنگى . . . غشى .