مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
346
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
مشتمل بر نه فصل : فصل اوّل : در درد گوش درد گوش « 1 » از گرمى مىباشد و از سردى و از جراحت و از كرم كه در گوش متولّد شود . امّا آنچه از گرمى مىباشد يا سوء مزاج ساده بود يا مادّى و مادّه يا خون بود يا صفراوى يا بادى گرم « 2 » كه در گوش بود يا از معده به دماغ برآيد يا آماسى بود از خون يا از صفرا ؛ و امّا آنچه از سردى باشد « 3 » هم بر آن طريق يا سوء مزاج ساده بود يا مادّى و مادّه بلغم بود يا سودا . يا بادى سرد كه در گوش جا گرفته بود « 4 » يا از معده برمىآيد يا آماسى بود از بلغم يا سودا . علامات سوء مزاجات ساده و مادّى و تدبيرات آن در صداع گذشت و احوال معده بعد از اين خواهد آمد ؛ و علامات « 5 » باد گرم و سرد مثل مزاج است و امتياز او « 6 » از مزاج به آن است كه باد از موضعى به موضعى برود و در گوش او آواز و حركت آن محسوس مىگردد . پس آنچه در اين موضع بايد گفت آن است كه هرگاه كه از حرارت بود « 7 » شياف ابيض به شير دختران سوده نيمگرم ، سه قطره در گوش چكانند يا در افتيمون « 8 » به شير دختران و در ورم بعد از اين تدبير ، لعاب سبيوش « 9 » و دانهء بهى نيم گرم بچكانند و طلاهاى خنك و سگنگور « 10 » و برگ كاسنى « 11 » و برگ خرفه و امثال اين بر بيرون گوش و حوالى آن از سر و روى در سوء مزاج در همه وقت و در ورم در ابتدا به كار دارند ؛ و هرگاه كه از برودت باشد روغن بادام تلخ و روغن شبت و روغن
--> ( 1 ) . ف ، ل : - درد گوش . ( 2 ) . س : - گرم . ( 3 ) . ف ، ل : بود . ( 4 ) . ل : باشد . ( 5 ) . ف ، ل : علامت . ( 6 ) . ل : باد . ( 7 ) . ل ، ف : باشد . ( 8 ) . ل : افيون . ( 9 ) . ل : سبوس ؛ سبيوش : تخم اسبغول كه به عربى بذر قطونا ( تخم كتان ) گويند . ( التنوير ، ص 79 ) . ( 10 ) . سگنگور : مخفّف سگ انگور است و آن ميوهاى باشد به مقدار فلفل و آن سرخ و سياهرنگ نيز مىباشد و به تازى عنب الثعلب گويند و در فرهنگ سرورى به معنى سپستان هم آمده . ( لغتنامه ) . ( 11 ) . كاسنى : گياهى كه به تازى هندبا گويند و قسمى از آن دوايى و قسمى مزروع و برگهاى آن مأكول . ( ناظم الاطباء ) و بدان بقلهء يهوديه ، بقل دشتى ، بقلة المباركه ، تلخى ، كستاج و هلفيفا نيز گويند . ( ر . ك : تحفه ، ص 703 ) .