مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
333
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
گلنگبين به آب باديان و انيسون « 1 » . غذا نخودآب به شيرهء كاچيره يا گنجشك ، كبوتر ، گوشت آهو ، دارچينى و فلفل و زعفران انداخته و اگر مادى بود تنقيه بلغم كنند ؛ و از خشكى عصب يا چيزى ديگر « 2 » كه موذى بود ، مىباشد . علاجش آنكه در تشنّج گذشت ؛ و از ادمان خمر « 3 » مىباشد « 4 » . علاجش ترك آن . فصل سيزدهم : در لقوه اين مرض آن است كه روى از يك جانب فرو كشيده شود و به جانب ديگر ميل كند و سبب اين مىشايد كه تشنّج آن جانب باشد كه به دو ميل كرده يا استرخاى آن جانب كه از او ميل كرده « 5 » ، تا هفتم علاج آن از تنقيه و ماء الاصول دادن « 6 » ، و « 7 » دواء المسك و امثال آنها ، چه آنچه رطوبى و چه آنچه يبسى بود مطلقا جايز نيست ، و در اين ايّام بر نخودآب به شيرهء كاچيره و ماء العسل اقتصار كنند « 8 » و غرغره و مضوضات « 9 » را تأثيرى ظاهر و نفعى حاضر است ، امّا بعد از تنقيه به كار دارند . فصل چهاردهم : در اختلاج اختلاج حركت موضعى باشد از بدن به خلاف عادت و در عرف « 10 » گويند فلان عضو مىپرد . علاجش سبوس « 11 » و نمك گرم بر آنجا نهند و از چيزهاى غليظ و ميوهها و خمريّه
--> ( 1 ) . س ؛ انيسون : به پارسى رازيانهء رومى خوانند و آن دو نوع است : آنچه رومى بود به شكل نانخواه بود و آنچه غير رومى بود به قرومانا ماند . ( اختيارات ، ص 44 ) . ( 2 ) . ل ، ف : - ديگر . ( 3 ) . ادمان خمر : پيوسته خوردن شراب ؛ مداومت شراب ؛ استلاج ؛ دائمالخمر بودن . ( لغتنامه ) . ( 4 ) . س : - مىباشد . ( 5 ) . س : - يا استرخاى آن . . . كرده . ( 6 ) . ل ، ف : دادن ماء الاصول . ( 7 ) . س : - و . ( 8 ) . ل ، ف : نمايند . ( 9 ) . مضوضات : داروهايى كه بيمار آنها را مضمضه كند . ( بحر الجواهر ، ص 346 ) . ( 10 ) . ل : عضو . ( 11 ) . سبوس : سبوس گندم ، طبيعت آن گرم و خشك است . ( اختيارات ، ص 434 ) .