مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
322
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
مكّى « 1 » پنج درم ، اسطوخودّوس دو درم ، تربد سفيد مجوّف تراشيده دو درم ، بادرنجبويه دو درم ، گاو زبان سه درم ، گل سرخ سه درم ، گلقند ده درم ، غاريقون « 2 » سفيد نيم درم . غذا از ابتدا تا انتهاى مرض آب جو را نخود و ماش انداخته و در انحطاط « 3 » نخود آب مرغ انداخته . فصل سيم : در سدر و دوار سدر آن است كه به وقت برخاستن « 4 » چشم تاريك شود و دوار آنكه چنان نمايد كه « 5 » چيزها مىگردد و دوران مىكند . علاجش اگر در معده غثيانى « 6 » بود ، قى كنند و هر خلط كه برآيد مناسب آن به قانونى كه در صداع آن خلط معلوم شده و در امراض معده نيز خواهد آمد ، عمل نمايند و اگر مادّه در نفس دماغ بود علامت خلط غالب « 7 » و علاجش هم به دستورى « 8 » كه در صداع گذشت . فصل چهارم : در سبات و سهر امّا سبات خوابى بود در كميّت دراز و در كيفيّت قوى . علاجش اگر در تب عارض گردد علاج تب بايد كرد ، چه زوال آن به زوال تب بود و اگر در تب نباشد از برودت و
--> ( 1 ) . سناى مكّى : يا سناى اسكندريه ، يكى از انواع سنا مىباشد و بهترين نوع آن ؛ و آن گياهى است مسهل و بيشتر در عربستان و جنوب ايران مىرويد . ( لغتنامه ) ( 2 ) . غاريقون : يكى از اجزاى مسهل است و آن چيزى است شبيه به بيخ پوسيده و در جوف بعضى اشجار سالخوردهء كهنهء پوسيده مانند درخت انجير و جيمز و امثال اينها ؛ و دو قسم است ، نر و ماده ، گويند مادهء آن بهتر است و ترياق همهء زهرهاست . ( لغتنامه ) . ( 3 ) . ف ( زير خط ) : + ميانه ؛ ل : آخر . ( 4 ) . س : خواستن . ( 5 ) . ل : - چنان نمايد كه . ( 6 ) . غثيان : عبارت است از ضعف قسمتهاى بالاى معده و احساس قى ، بىآنكه چيزى بيرون شود . ( تذكرهء ضرير انطاكى ، ص 186 ) . ( 7 ) . س : - غالب . ( 8 ) . ف : + بود .