مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

302

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

از جمله مسائل مهمّى كه در تاريخ طب قديم ايرانيان و اعراب محسوس و قابل تأمّل است ، وجود كثيرى از لغات و اصطلاحات بيگانه ، مخصوصا يونانى است . بدون شك پزشكى ، يكى از نخستين زمينه‌هايى است كه بر بستر آن معارف بيگانه ، يعنى معارف باستان يا دانش متأخّر يونان در اختيار مسلمانان قرار گرفته است . بديهى است كه اولين برخورد و آشنايى در اين عرصه ، نه از راه ترجمه‌هاى يونانى ، بلكه از طريق پزشكانى انجام گرفت كه كمى پيش يا كمى پس از فتوحات اسلامى در سرزمينهاى يونانى مىزيسته‌اند . « 1 » غرض آنكه تقريبا تمام متون پزشكى كه به دست ما رسيده ، مملوّ از اصطلاحات و لغات بيگانه ، بالأخص يونانى هستند و اين غالبا در اسامى داروها ، گياهان و برخى امراض ديده مىشود . به‌هرحال ، دربارهء سير تكاملى تاريخ علم پزشكى آنچه بايد و شايد ، به وفور در كتب تاريخى بحث شده است . ما در اينجا به بررسى اجمالى وضع علم پزشكى در دورهء صفويّه مىپردازيم . در دورهء صفويّه ، چون ديگر دوران ، پزشكان منزلت والايى داشتند . درحالىكه هم يونانيان و هم رومىها مقام اجتماعى بالايى براى اطبّاى خود قايل نمىشدند ، ايرانيان از قديم الايّام پزشكان را محترم مىداشتند و پزشكان اغلب مشاوران شاه بودند و گاه به مقام بالاى وزارت هم مىرسيدند . در زمان صفويّه « حكيم‌باشى » ( پزشك ارشد ) مقام مهمّى در دربار بود . « 2 » امّا وضع پزشكى در دورهء صفويّه چگونه بود ؟ در اين دوره قانون ابن سينا هنوز يكى از دو كتاب عمدهء درسى بود كه دانشجويان پزشكى مطالعه مىكردند . از آنجا كه قانون به عربى نوشته شده بود و اغلب دانشجويان پزشكى دورهء صفويّه با اين زبان آشنايى چندانى نداشتند شرح‌هاى زيادى بر قانون به زبان فارسى تأليف گرديد و خلاصه‌هايى از

--> ( 1 ) . ر . ك : تاريخ نگارشهاى عربى ، ج 3 ، ص 33 . ( 2 ) . ر . ك : ايران عصر صفوى ، ص 219 .