مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

229

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

دوشاب گرم و تر است . طبع را نرم كند « 1 » و « 2 » غذاى بسيار دهد . دبق « 3 » ازدويى « 4 » است كه از درخت بلوط و درخت « 5 » سيب و امرود برآيد « 6 » . بلغم را و عرق النسا را سود دارد و زايل كند « 7 » . دردى سركه « 8 » چون با گل ارمنى طلى كنند ، ادرار حيض بازدارد . دماغ سرد و تر است . دماغ اشتر ، خشك كرده « 9 » با سركه بخورند كه « 10 » صرع را سود دارد . دماغ « 11 » گاو و گوسفند غذاى بسيار « 12 » دهد و « 13 » خداوند معدهء گرم را سود دارد « 14 » . باب الذال ذراريح « 15 » حيوانى معروف است . اندكى از وى ادرار حيض بكند « 16 » . گرم و خشك است در درجهء دوم « 17 » . با سركه طلى گر و قوبا كردن « 18 » سود دارد .

--> ( 1 ) . م : دارد . ( 2 ) . م : - و . ( 3 ) . دبق : به كسر اول ، سريش گياهى كه در ساقه و شاخه‌هاى برخى درختان مانند امرود ايجاد مىشود . آن را از درخت بلوط و سيب و امرود مىگيرند . ( لغتنامه ) . ( 4 ) . م : ژدويى ؛ ازدو : صمغ درخت ارجن باشد و مطلق صمغ را نيز گفته‌اند ( برهان قاطع ) . ( 5 ) . م : - درخت . ( 6 ) . م : باشد . ( 7 ) . م : بلغم را سود دارد و عرق النسا را زايل گرداند . ( 8 ) . م : سر . ( 9 ) . م : + باشد . ( 10 ) . م : - كه . ( 11 ) . م : دوغ . ( 12 ) . م : نيكو . ( 13 ) . م : - و . ( 14 ) . م : + اسهال صفراوى باز دارد . ( 15 ) . ذراريح : جمع ذروح به ضم اول ، مگسك ، جانورى سرخ‌رنگ با خالهاى سياه كه ذوات السموم است و گويند در گزيدگى سگ هار سودمند است . ( لغتنامه ) . احتمالا همان كفش‌دوزك است . ( 16 ) . م : كند . ( 17 ) . م : دوم . ( 18 ) . م : را .