مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

178

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

علامت آن درد شكم و پيچيدن ناف و آمدن لعاب « 1 » دهان بود ؛ خاصه در وقت خواب ، و زردى روى و بدخويى و به « 2 » زودى « 3 » گرسنه « 4 » شدن و بستگى طبيعت . علاج : يك هفته هر بامداد ، صد درم شير تازه « 5 » ، و ده درم شكر « 6 » در آن « 7 » حل كنند و بدهند . و غذا نخودآب با خسك‌دانه و آويشن دهند « 8 » . روز هفتم برنگ « 9 » كابلى مقشر و شيح « 10 » تركى و قسط طلخ « 11 » و ترمس « 12 » و تربد « 13 » و سرخس و قنبيل « 14 » و حب النيل « 15 » ؛ از

--> ( 1 ) . م : + از . ( 2 ) . ل : - به . ( 3 ) . ل : زود . ( 4 ) . ل : گرسنگى . ( 5 ) . م : شير تازه صد درم . ( 6 ) . م : شكر سفيد ده درم . ( 7 ) . م : وى . ( 8 ) . م : بدهند . ( 9 ) . ل : برنگى ؛ برنگ : به فتح اول و دوم ، برنگ كابلى را به هندى بابرنگ گويند . دانه‌اى است كوچك ، مدور و سياه ، از فلفل ريزتر ، مغز آن سفيد ، بويش تند و طعم آن اندكى تلخ است . دافع اقسام كرمهاى معده ، خاصه كرم كدوست . ( قانونچه ، ص 127 ، حواشى مترجم ) ؛ ر . ك : اختيارات بديعى ، ص 54 . ( 10 ) . ل : سيح ؛ م : شيخ ؛ شيح : به كسر اول و سكون ثانى ، درمنه را گويند و بهترين آن تركى است . ( برهان قاطع ) ؛ ر . ك : اختيارات بديعى ، ص 261 ؛ قانون ، كتاب دوم ، ص 311 . ( 11 ) . م : تلخ . ( 12 ) . ترمس : به فتح اول و ضم ثالث ، نام گياهى است ترش‌مزه كه در آشها كنند و باقلاى مصرى و باقلاى شامى را نيز گفته‌اند . اگر قدرى از آن بجوشانند و آب آن را با عسل بخورند ، كرمهاى بزرگ و كوچك كه در معده است ، بيرون آرد . ( برهان قاطع ) ؛ به ضم تا و كسر ميم ( ر . ك : مخزن الادويه ) ؛ ر . ك : اختيارات بديعى ، ص 80 ؛ به فتح تا و ميم ( ر . ك : فرهنگ نامهاى گياهان ايران ، ص 330 ) ( 13 ) . تربد : « ريشهء گياهى است صمغ‌دار ، به ظاهر سياه و به باطن سفيد ، چون نى سبك‌وزن كه در حوالى خراسان و هندوستان مىرويد ، طبيعت آن گرم و خشك است . » ( قانونچه ، ص 174 ، توضيحات مترجم ) ر . ك : اختيارات بديعى ، ص 80 ؛ پيچك ( فرهنگ نامهاى گياهان ايران ، ص 142 ) ؛ به ضمّ تا و با ( مخزن الادويه ) . ( 14 ) . قنبيل : به كسر يا فتح اول و كسر سوم ، خاكى باشد كه آن را برشته و بريان كنند ، زرد شود . خوردن آن كرم معده را بكشد . ( برهان قاطع ) ؛ « قنبيل چيزى است شبيه به ريگ مكه ، زرد مايل به سرخى و گويند شبنمى است كه در يمن به خاك مخلوط گشته به آن شكل مىشود و نزد بعضى تخم نباتى است و جمعى گويند تخم سرخس است . ( تحفهء حكيم مؤمن ) » ( حواشى برهان قاطع ) ؛ « معرب كنبيلاى فارسى است كه در ماهيت آن زياد اختلاف كرده‌اند . صاحب مخزن الادويه آن را تخم گياهى مىداند . » ( قانونچه ، ص 195 ، توضيحات مترجم ) . ( 15 ) . حب نيل : « نيل لغتى هندى است ، به عربى آن را نيلج نامند . حب‌هايى است تيره‌رنگ كه از عصاره‌هاى نباتى به نام نيل مىسازند و اكثرا در هند و گجرات ساخته مىشود . عصارهء همان درختى است كه رنگ نيل هم از آن -