الشيخ رسول جعفريان

760

رسائل حجابيه (فارسى)

موضع سرسختانه‌اى داشته و تعابير تندى نسبت به جريان منوّر الفكرى دارند . در اينجا اشارتى كوتاه به برخى از ديدگاه‌هاى مؤلف خواهيم داشت . نويسنده سخت با مدارس تأسيس شده توسط خارجىها و نيز مدارس جديدهء به سبك آنها ، مخالف است . توجه داريم كه زمان تأليف اين كتاب ، پس از گذشت تجربهء دولت رضا خان و در سال‌هاى نخست سلطنت پهلوى دوم است . دليل عمدهء مخالفت او ، تلاش آن مدارس در جهت ترويج انديشه‌هاى غربى و آداب و رسوم زشت آنان و نيز تعليم موسيقى و رقص به دختران در اين قبيل مراكز مىباشد . وى با اشاره به نفوذ مرموز اجنبىها در ايجاد فحشا و فساد در ايران و نابودن كردن داشت‌هاى خودى ، مىنويسد : « ما در مملكت خودمان از خود چيزى نداريم و وجود ما به قول علما وجود حرفى آلى است . هرچه داشتيم از دست داديم ؛ ديانت و غيرت و حميّت از پدرها رفته ، عفّت و حيا و عصمت هم از مادرها رخت بربسته ؛ و كم‌وبيش قصد مسافرت به اروپا را دارد ! » وى به مشروطه ، نيز نگاهى بدبينانه داشته و از « رقص الجمل مشروطه » ياد كرده است كه خارجىها با ايجاد آن ، خواستند تا « به ايرانى و ايران ، بدون زحمت و مشقّت استيلا و غلبهء تام پيدا كنند » . در زمان تأليف اين اثر ، چهل سال از مشروطه گذشته و تحليل او اين است كه « اين نهال ، چون بيست سال از غرسش گذشت ، شروع نمود به ميوه دادن تا به حال كه به اينجا رسيده ، به اسم ترقّى مملكت و ايران‌پرستى و تمدّن و تحصيل معارف و اخلاق جامعه ، ساده‌لوحان را گول زده ، ايران را از مستعمرات خود قرار داده » اند . وى دو عامل را براى ترويج تجدّد و پيشرفت مقاصد اروپايىها در ايران مهم مىداند ، يكى مدارس و ديگرى روزنامجات : « حقيقتا اين مدارس و روزنامجات در ايران دو عامل قوى بود براى پيشرفت مقاصد اروپائيان » . طرفداران كشف حجاب نيز به اعتقاد وى « تربيت‌شدگان در مدارس جديدهء بيست و بيست پنج سال » گذشته‌اند ؛ مدارسى كه اوائل « يكى دو زنگ لااقل درس دين و شرعيات جزء پروگرام » شان بود ؛ اما در اين زمان « به جاى شرعيّات ، رقص و موسيقى و فوتبال » آمده است . نابود كردن سنن ملّى و دينى توسط متجددين ، يكى از نكات حساسى است كه مؤلف روى آن تكيه كرده و البته نكته‌اى بس مهم است : « از زمانى كه اجانب بيدار ، انس دادند ايرانى و مسلمانان را به لغات و حركات و عادات خود و آزادى زبان و قلم و نوشتن اباطيل و مزخرفات در روزنامه‌جات كه مهم‌ترين نيرو و قوّهء بوده براى پيشروى كفّار و بيگانگان ، مملكت و قوميّت و دين و ملّيت آثار و علايم و شعار اسلام و ديانت را بالمرّه مضمحل و نابود نموده ، اقتدار و عظمت و حرّيت و همه چيز ما رفت . » وى همانند بسيارى از نويسندگان مذهبى اين دوره ، از نوشته‌هاى اروپايىها براى دفاع