الشيخ رسول جعفريان

1326

رسائل حجابيه (فارسى)

مصلحت بين ازل ديده در اين سود و صلاح * كه تو در چادر عفّت بنمايى مسكن اندرين پرده تو را هست بسى عزّ و شرف * بهر بىپردگى آن قدر متازان توسن كردهء خويش چنين معنى آزادى را * كاشف العوره برون رفتن و مكشوف بدن حرمت خويش مبر پردهء ناموس مدر * بىسبب اى گهر شرم و حيا را معدن همچو گل در بر انظار خسان جلوه كنى * غافل از آن‌كه نباشد دگرت قدر و ثَمَن زن تظاهر غرض ار نيست ترا مقصودى * از چه رو بىسبب آلوده نمايى دامن تا مصون مانَد و محفوظ هر آن درّ ثمين * بايدش از نظر اهل طمع بنهفتن عصمتا بهر زنان جرمى ازين بدتر چيست * كين گناهى است كه سر مىزند افشا و علن « 1 » اين چند بيت شعر را مرحوم حلبى در سخنرانى خود در باب حجاب كه در همين مجموعه چاپ شده آورده ، اما شاعر آن را معرفى نكرده است : تو اى زن گر بخواهى ايمنى را * به خوى غربيان هرگز مَنِه دل در آن محفل كه مردان جا گزيند * مگردان خويشتن را شمع محفل تو را با مرد آميزش نشايد * كه آميزش بود غرقاب هائل هلا آميزش بيگانه مردان * مزاجت را بود زهر هلاهل چو خواهى نام نيك و دامن پاك * بكوى و خانه از بيگانه بگسل تو اى بانوى بازارى ز بازار * چه بازآرى به جز كسب رذايل زنان را جستجوى كار باشد * به نزد بخردان تحصيل حاصل به كاروبار مردانت چه كار است * كه كار زن بود تدبير منزل اشعار لاهوتى بر ضد حجاب ابو القاسم لاهوتى ( 1266 - 1336 ش ) شاعر معروف كمونيست و ضد دين « 2 » كه سالهاى طولانى عمرش را در شوروى سابق ، به ويژه مسكو سپرى كرد ، اشعار فراوانى بر ضد حجاب دارد . برخى از اشعار وى را در اين باب نقل مىكنيم : بيرون بيا ز پرده بدر اى حجاب حسن * زنجير و بند مسلك جمهور عشق نيست بگذا تا كه جلوه كند آفتاب حسن * كوتاه كرد زلف تو خوش انقلاب حسن گيسوى تاب داده چه حاجت كه روى تو * دل را به سوى خويش كشد بىطناب حسن « 3 »

--> ( 1 ) . هفدهم دىماه مناظرهء جوان دانشجو و دهقان پير ، صص 117 - 119 ( 2 ) . نمونه شعرش چنين است : انهدام مسجد و دربار در كار است و بس - دين بود خار ره آزادى زحمتكشان . ديوان ابو القاسم لاهوتى ، ( چاپ مسكو ، افست تهران ، نوشين ) ص 92 ( 3 ) . ديوان لاهوتى ، ص 91