الشيخ رسول جعفريان
1327
رسائل حجابيه (فارسى)
و در شعر ديگرى مىگويد : پس كى تو اين نقاب ز رخ دور مىكنى * كى ترك اين اسارت منفور مىكنى با مرد همسرى تو ، كى اين حق خويش را * ثابت به آن ستمگر مغرور مىكنى بشنو ، اگر ز پرده برآيى بدون عيب * چشم رقيب را ز حسد كور مىكنى بر ضد خودپرستى مردان قيام كن * تمكين چرا به بندگى زور مىكنى تف بر سليقهء تو ، كه در چادر سياه * زنهاى زنده را همه در گور مىكنى « 1 » و در شعر ديگرى مىگويد : اى دختر نامدار ايران * از روى خود اين نقاب بردار چون دختركان ازبكستان * چادر بنه و كتاب بردار تو دختر آفتاب هستى * شرمت نايد ز روى مادر ؟ از بهرچه در حجاب هستى * چون مادر خود نقاب بردار روى تو مگر چه عيب دارد * كان را به دورن پرده كردى در حسن تو هركه ريب دارد * بنما كه فتد به رنگ زردى « 2 » شعر شهريار شهريار نيز تحت عنوان « رخت سياه و بخت سفيد » غزلى در اين باب سروده است : روى بخت زن از اين رخت سياهى گيرد * شيخ كام دل از اينروى كما هى گيرد شاهد بخت سپيدى همه در بر مفتى * آرى از دولت اين رخت سياهى گيرد دزد بازار نخواهد مگر آشفته و رند * آب را كرده گلآلود كه ماهى گيرد كاش كاين رهبر گمره عوض روى زنان * دست اطفال يتيم سر راهى گيرد بامدادان كه به انوار تمدّن خورشيد * صحنهء اين فلك نامتناهى گيرد زين سيهپوش زنان صفحهء آفاق جهان * خوش تصاوير هيولاى فكاهى گيرد پردهء عصمت و بىعصمتيش زير حجاب ؟ * آه اگر كيفر دين قهر الهى گيرد زن پى پرده پس پرده كه بهتر داند * وعدهء كتبى و پيغام شفاهى گيرد در حجاب است مناهى همه تا رفع حجاب * پرده از روى رياكار مناهى گيرد انتقام حق اگر دست برآرد ، بايد * يقه يا خود فكل شيخ كلاهى گيرد زانكه عمّامه دگر آيت فضل و تقواست * مىتواند سبق از افسر شاهى گيرد
--> ( 1 ) . ديوان ، ص 93 ( 2 ) . ديوان ، ص 101 . و شعر ديگر او را خطاب به « دختران ايران » بنگريد در : از صبا تا نيما ، ج 2 ، ص 382 - 383