الشيخ رسول جعفريان

1315

رسائل حجابيه (فارسى)

و دو سه دههء نخست سلطنت فرزند اوست . وى در شعرى تحت عنوان چادر نماز مىگويد : زاهد نهاد دام و سر حقه بازكرد * چادر نماز بر سر هر بىنماز كرد تا نانجيب پرده بپوشد به كار خويش * خود را نهان به چادر و چادر نماز كرد چشمش ز لاى پرده عصمت به هركسى * صد بار غمزه و دو سه خروار ناز كرد چون گشت زال گنده دهان سير از جهان * خود را درون پرده نهان چون پياز كرد يك سوى پاى لخت و يك سوى چاقچور * ما را به نزد خارجيان سرفراز كرد « 1 » قصيدهء آقاى غراى نجف‌آبادى در حجاب محلاتى ، بدون هيچ‌گونه توضيحى اين قصيده را از وى در دفاع از حجاب آورده است : بپوش شهد لب خويش را ز مگس * كه تا شوى تو ز زحمت خلاص و او ز هوس تويى چه ميوهء شيرين و نور او خوشرنگ * حجاب بهر تو برگ است و بر مدار عبس حجاب كرده بر آفات دست قدرت حق * ز برگ‌هاى درختان به ميوهء نورس اگر حجاب بد است از براى زن ز چه رو * ز برگ دختر رز كرده چادر اطلس هرآنچه هست لطيف و نظيف و پاكيزه * بپوشيش تو به لفاف‌ها ز لوث و دنس حجاب از چه بود مانع ترقّى زن * حجاب كى زده حرفى و يا كشيده نفس حجاب كى شده مانع ز علم و صنعت زن * حجاب كى شده باعث بر جهالت كس حجاب تن كه به زعم شماست نصّ نبى * محل شبهه فقط بهر صورت است و سپس براى پوشش تن پس نماند جاى كلام * براى پوشش صورت بود همه وسوس تمام فتنه و شورش به عالم نسوان * بود ز پوشش صورت به قول هر اخرس اگر كه مرغ پرد در هوا ندارد باك * تمام شكوه گربه بود ز دست قفس به شاخ و پشم و پى و استخوان نپيچد گرگ * نموده تيز پى دنبه چنگ ورا و ضرس نه منكران حجابند از اين قبيل همه * كه رانده‌اند به ميدان اين جدال فرس از آن‌كه رفت پى سامرى و شد گمراه * بهانه است ز موسى سؤال سبز و عدس بدان كه منكر علم و فنون زن كس نيست * چرا كه دامن مادر به طفل شد مدرس هرآنچه خواند از آن مدرسه بشد ملكات * كه پرورانده در آتش نژاد خود ققنس كناره گير ز قومى كه لفظشان غرّا * خشن معانى و مثل زبان بود املس « 2 »

--> ( 1 ) . كليات و فكاهيات روحانى « اجنه » ، ( تهران ، كتابخانهء سنايى ) ص 36 ( 2 ) . كشف الغرور ، صص 49 - 50