الشيخ رسول جعفريان

1311

رسائل حجابيه (فارسى)

در برابر آن ، واحدى كه پيش از اين نيز اشعارى از وى در ستايش حجاب داشتيم ، شعرى سروده است كه چنين است : اى مه سيم‌بر از روى مَيَنداز حجاب * بنما حائل آن صورت چون ماه نقاب پرده بگذار به رخ رونق اين حُسن مَبَر * كه متاع تو بسى هست نفيس و كمياب پرده بر روى چو ماه تو سزد همچون ابر * ورنه دل‌ها چو كتان ژنده شود در مهتاب عفّت و عصمت نسوان حجاب است قويم * حفظ ناموس بود بسته به اين تيره ثياب ما نداريم به جز حفظ حُجُب كار ديگر * خرد و شرع بود راضى از اين رأى صواب هرچه خوب است ببايد همه پنهان باشد * غير غيرت كه بود فاش ميان احباب ديدن روى نكو نيست به جز تير ستم * كه ز ابليس رسد بر دل و گردد بىتاب حكم اسلام عمومى است چه زشت و زيبا * عين لطف است و عدالت به گواهى كتاب حكمتش آن‌كه رخ خوب چو باشد پنهان * يكدل اندر كف او بيش نباشد در تاب پس حجاب آمده از بهر زنان يكسره حتم * باشد اين حكم بجا منكر او فرقهء باب اى كه از بوالهوسى ياوه‌سرايى كردى * عاقبت پاره شود پرده‌ات اين قدر متاب گر فزون تشنهء بىپردگى نسوانى * اوّل از پردگيانت تو درآور جلباب منما سعى تو در امر هلاكت فانى « 1 » * بس كن اين قدر پى نعقهء دونان مشتاب « 2 » قصيدهء ذيل را نيز آقاى اسكويى در ستايش حجاب و خطاب به دختران سروده است . اى دختر پرپوش و اى ماه نازنين * اى مه ز باغ حسن تو گرديده خوشه‌چين تو در حجاب همچو گل نو شگفته‌اى * كو را هزار آفت وى بود در كمين زينهار بر مگير ز صورت نقاب را * تا از غبار ، پاك بماند تو را جبين آن كس كه گفت خير تو اندر حجاب نيست * بىشك نباشد همچو كسى ناصح و امين او بر خلاف عقل و طبيعت زند سخن * حرص مگس كجا و كجا شهد انگين تنها حجاب نيست تو را مانع از نظر * صد نكته‌ايست غامض و پيچيده اندر اين اين پردهء لطيف كه اسمش حجاب شد * بر دفع دشمن از تو بود سدّ آهنين گر سدّ شكست لشكر دشمن به نام دوست * هم از يسار حمله‌ات آرد هم از يمين پامال راه جهل شود اعتبار تو * شادى نديده‌اى بت زيبا شوى غمين چون رفع شد حجاب ره فتنه باز شد * بايد شدن به مردم چون ديو و دد قرين پيدا شود ز هرطرفى دوستان ترا * آرند بهر خدمت تو برون دست ز آستين

--> ( 1 ) . در كشف الغرور : واحدى مىكند آخر يد غيبى خبرت . ( 2 ) . كشف الغرور ، ص 16 ؛ احسن الحكايات ، صص 70 - 72