الشيخ رسول جعفريان

1312

رسائل حجابيه (فارسى)

نه از پدر شناس تو باشند نى ز مام * بندند صف به دور تو چون حلقه بر نگين حاضر كنند مجلس عيش و نشاط و رقص * تقديم هم كنند ترا گو بيا ببين بس كن قلم كه طرح فرنگ است اين قماش * ايران ما نيافته يك نقشهء چنين هركس كه پا ز پردهء عصمت برون نهد * نفرت كنند مردم دانا از او يقين خوش خلق باش ز آن‌كه زن نيك‌خو كند * از خلق نيك خواجه به خود عبد كمترين « 1 » از اسماعيل دهقان كه پيش از اين نيز غزلى دربارهء حجاب آورديم ، شعرى در دست است كه در پاسخ شعرى از جودى لنگرودى با اين مطلع : تا برون نايد و از پرده خرامان نشود * اختر طالع اين قوم نمايان نشود سروده شده است . ماه تا در پس ابر است و نمايان نشود * بس عزيز است و گرامى است كه تبيان نشود پرده دارد كه به آسانى هر پرده‌درى * ندرد پرده‌اش عضو كافه شانتان نشود پرده پوشد كه به آسانى هر پرده‌درى * ندرد پردهء او ننگ به طهران نشود « 2 » دارد اخلاق عمومى چو چنين شور و شغب * زن همان به دگر از كوچه خرامان نشود رو سوى دار مساكين و سه ساله دختر * پرده بدريده ببين چشم تو گريان نشود شد به پاريس چو آزادى زن بيش از پيش * لاجرم نيست زن حامله كاحسان نشود « 3 » كشور از پاره عمامه به سر درد كشيد * وز فكل تجربه كرديم كه درمان نشود خواهى از سفسطه نارى بدهد جلوهء خور * كرم شب‌تاب كه خورشيد درخشان نشود نامسلمانى ما نقض مسلمانى نيست * گنهش چيست كس از عارف قرآن نشود « 4 » روشن از علم و هنر ، حكمت اسلام چو مهر « 5 » * روشن از كشور بيگانه شد ايران نشود سوگواران كه تواش گرسنگان مىخوانى * خود ده انصاف كه آن كار تو هم نان نشود گرچه سربار بود سر به تن ما همه ليك * بهتر اين مقصد مجهول تو قربان نشود گرت از مذهب حق خدشه‌اى افتاده به دل * مشكلى نيست كه پرسش كنى آسان نشود ور تو را كيش دگر باشد و آيين دگر * دانى امروز كَسَت طالب ايمان نشود

--> ( 1 ) . وسيلة العفايف يا طومار عفت ، ص 164 ( به نقل از مهر منير ) . مهر منير نشريه‌اى است كه در مشهد به مديريت محمد اسماعيل منير مازندرانى ( م 7 دىماه 1313 ش ) نشر مىيافت و به سال 1339 ق تأسيس شده است . شعر ياد شده در كشف الغرور ص 72 - 73 نيز آمده است . ( 2 ) . اين بيت تغيير يافته بيت پيشين است كه از احسن الحكايات افزوديم . ( 3 ) . مصرع دوم در احسن الحكايات : « عجب اينجاست به بىشرمى ايران نشود » . ( 4 ) . در كشف الغرور ، ص 120 تا همين جا آمده است . ( 5 ) . مصرع اول در احسن الحكايات : « آرى از علم و دگر حكمت اسلام چو مهر » .