الشيخ رسول جعفريان
1310
رسائل حجابيه (فارسى)
پند افشار فراگير و بپرهيز از مى * باده را لذّت يك ساعت و عمرى ضرر است گوهر عشق به هر عاشق و فاسق مسپار * عشقبازى دگر و نفسپرستى دگر است زينتى نيست به از زيور عصمت به زنان * عفّت زن تو ندانى كه چه زيبا گهر است مادر از حالت دختر خبرش بيش بود * بيشتر ليك ز اوضاع جهان بىخبر است پس اگر دخترى افتاد به راه كج و بد * بيش از مادر ناپخته گناه پدر است اندرين مرحلهء پرخطر آن باشد مرد * كه زن و دختر خود را به جهان راهبر است « 1 » افشار در ستايش روز كشف حجاب يعنى 17 دىماه نيز اشعارى سرود : اى پردگيان تا ز شما پرده برافتاد * هر عيب و هنر بود از آن پرده درافتاد چون سرو خوش و راست به بستان بخراميد * نى چون گل سورى كه به هر رهگذر افتاد آن سرو هميشه به چمن خرم و زيباست * وين گل دو سه روزى چون گذشت از نظر افتاد بينم كه رخ لاله پر از ژالهء اشك است * در مجلس اغيار چه او را مگر افتاد بر چهرهء زيبا اگر از ننگ غبارى * بنشست ، مپندار كه با گريه برافتاد دريا كند از ديده نيارست زدودن * بر دامن كس لكهء ننگى اگر افتاد « 2 » البته وى در اشعار خود ، همچنان بر پاكدامنى زن اصرار دارد و حجاب را با آن پيوند نمىزند . شعرى ديگر تحت عنوان « اندرز به دختران و زنان جوان » دارد با اين مطلع : گلى چو روى تو حيف آيدم به هر گلزار * دريغم آيد باشى كنار هر خس و خار « 3 » شاعرى هم با تخلص فانى شعرى در توصيه به كشف حجاب سروده است . متن اين شعر چنين است : اى بت ماه رخ از روى برانداز حجاب * كه بود عيب بر آن عارض چون ماه نقاب پرده بردار ز رخ ، رونق خورشيد ببر * حيف باشد به چنين حسن خدا داده حجاب پرده بر روى چو ماه تو مناسب نبود * كه كتان را نبود تاب به پيش مهتاب عفّت و عصمت هركس به شرف پابند است * كى شود حافظ ناموسِ كس اين تيره ثياب من ندارم به حجاب و عدم او كارى * ليك گويم كه نباشد به رخ خوب صواب هرچه خوب است سزاوار تماشا باشد * چون حرام است رخ خوب نهان از احباب ديدن روى نكويان بود آثار بهشت * همچنين ديدن رخسارهء زشت عين عذاب ظلم محض است بپوشند رخ خوبان را * عين عدل است بر زشت ببندد نقاب
--> ( 1 ) . سفرنامه و دفتر افشار ( تهران ، بنياد موقوفات ، 1362 ) صص 32 - 33 ؛ گفتار ادبى ، ( تهران ، بنياد موقوفات ، 1354 ) ج 2 ، صص 70 - 71 ( 2 ) . گفتار ادبى ، ج 2 ، ص 73 ( 3 ) . گفتار ادبى ، ج 2 ، ص 79