الشيخ رسول جعفريان

1299

رسائل حجابيه (فارسى)

ميوهء باغ جوانى عصمت است و عفت است « 1 » جواب اشعار مهرانگيز مهرانگيز نامى ، اشعارى در ستايش بىحجابى مىسرايد كه سخت وقيحانه و بىشرمانه است . سه بيت از شعر او چنين است : تا به كى در كفن تيره بود پيكر ما * شيخنا بهر خدا دست بدار از سر ما شيخنا اين همه تزوير مكن مكر بس است * كس نديده است كه گل پرده‌نشين در بر ما اى ثمين دُرّه بِكَن تيره كفن از سر خود * چون سبب گشت سيه‌رويى از اين چادر ما « 2 » خراسانى مىنويسد : « به حمد اللّه زنى عفيفه و محجّبه جواب اشعار كفرآميز مهرانگيز بىتميز را داده و آن اشعار اين است » : شوخكا شور مينگيز در اين كشور ما * مفكن چادر ناموس و حيا از سر ما مهرانگيز نبايد كه شود شورانگيز * مهرانگيز تو رحمى كن و شو رهبر ما ما خود اندر ره ناموس ببايد كوشيم * تا كه راضى شود از عفّت ما داور ما شيخ ناكرده ز خود حكم بپوشيدن رو * زان كه او را نسزد تا كه بود مهتر ما اين حجاب از اثر حشمت دين اسلام * شده محتوم بفرمودهء پيغمبر ما گول مردان هوس‌ران مخور اى مهرانگيز * هدف تير ملامت منما پيكر ما مردم جامعه اين سنگ كه بر سينه زنند * نه گمان كن كه بسوزد دلشان از بر ما بهر شهرت‌طلبى اين همه اصرار كنند * تا كَنند از بر ما اين همه بال و پر ما گر تو باور نكنى سوى اروپا بنگر * تا بدانى كه بلند است هنوز اختر ما جمله زن‌هاى اروپا به اجانب همدم * ليك اندر بر ما شوهر ما ياور ما همچو گل غنچه ببايد كه بپيچيم به خود * ور نه باد هوس آزرده كند گل پر ما اين كفن نيست كه بر پيكر ما گشته محيط * برج ناموس بود مهر مهين اختر ما اجنبى ديدهء شهوت نكند كور كه هست * عاشق ديدن اندام و رخ انور ما خودسرانه نتوان رفت بود دين لازم * ورنه خالق بدهد در دو سرا كيفر ما اين زمان باز مكن روى ميفكن چادر * تا ببينيم چه آيد ز قفا بر سر ما مرد و زن فكر كمالات و ادب بايد كرد * ورنه از بين رود مملكت و كشور ما « 3 »

--> ( 1 ) . كشف الغرور ، صص 112 - 113 ( 2 ) . احسن الحكايات ، ص 30 ( 3 ) . احسن الحكايات ، صص 131 - 132 ؛ كشف الغرور ، ص 30