الشيخ رسول جعفريان
1213
رسائل حجابيه (فارسى)
ادلّهء مخالف براى وجوب پوشش وجه و كفّين متقابلا به دلايل زير تمسك جسته شده است : 1 . سيرهء مسلمين درست است كه ظاهر آيات و روايات اين است كه پوشش وجه و كفين لازم نيست ولى نمىتوان منكر شد كه سيرهء متديّنين بر خلاف اين است . سيره چيزى نيست كه به سهولت بتوان از آن چشم پوشيد . اگر واقعا سيرهء مسلمين از صدر اسلام تاكنون بهطور مستمر و پيگير اين باشد كه پوشش وجه و كفين را لازم بشمارند دليل روشنى است كه اين درسى بوده كه مسلمانان از پيغمبر اكرم و ائمهء اطهار آموختهاند . اصطلاحا مىگويند سيرهء مستمرّهء مسلمين كشف از سيرهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مىكند و سيرهء پيغمبر البته حجت است . در بسيارى از موارد ، فقها در اثبات احكام به سيره تمسك مىجويند . مثلا در مورد ريشتراشى مىگويند محكمترين دليل حرمت آن سيرهء مسلمين است كه ريش را نتراشند . ( البته در اينجا مناقشه شده كه از نتراشيدن ريش كه بين مسلمين متداول است مىتوان استنتاج كرد كه ريش گذاشتن حرام نيست ، ولى اينكه ريش گذاشتن واجب باشد استنباط نمىشود زيرا ممكن است مستحب و يا مباح باشد ) . در مسألهء پوشش وجه و كفين نيز به سيرهء مسلمين تمسك شده است . در جواب اين استدلال بايد يك نكتهء تاريخى و اجتماعى را مورد دقت قرار دهيم . آن نكته اين است كه اگرچه پوشش در بين عرب مرسوم نبود و اسلام آن را به وجود آورد ولى در ملل غيرعرب به شديدترين شكل رواج داشت . در ايران و در بين يهود و مللى كه از فكر يهود پيروى مىكردند حجاب به مراتب شديدتر از آنچه اسلام مىخواست وجود داشت . در بين اين ملتها وجه و كفين هم پوشيده مىشد ، بلكه در بعضى از ملتها سخن از پوشيدن زينت زن و چهرهء زن نبود ، سخن از پنهان كردن زن و به اصطلاح « قايم » كردن زن بود و اين فكر به صورت عادت سفت و سختى درآمده بود . اسلام گرچه پوشانيدن وجه و كفين را واجب نكرد ولى تحريم هم نكرد ، يعنى اسلام عليه پوشانيدن چهره قيام نكرد و باز گذاشتن را واجب ننمود و در نتيجه ملتهاى غيرعرب كه مسلمان شدند از همان عادت و رسم ديرين خود تبعيت كردند . اسلام با رسم پوشيدن چهره جز در مورد احرام مخالفت نداشت بلكه همانطور كه قبلا تذكر داديم استثناى وجه و كفين يك رخصت تسهيلى است . رجحان اخلاقى تستّر تا